جشن تیرگان

جشن تیرگان

مکان :رینه دانشگاه پیام نور

دارای سخنرانی هایی درباره ی دماوند نماد ملی ما ایرانی ها همراه با موسیقی و مراسم آببازی و........

 

ماهان شیشه چی ; ۱٢:٤۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٤/۱٥

 

شیشه

شیشه در حدود ۳۶۰۰ سال پیش از میلاد در مصر ساخته شده است. با گسترش سریع شهرها و افزایش پسماندها، بر مشکلات شهر و هزینه‌های حمل و نقل و دفع این پسماندها افزوده شده و آثار جانبی آن را بر محیط‌زیست و سلامت بشر می‌توان مشاهده کرد. پسماندهای حاصل از فعالیت‌های انسان، سال‌ها طول می‌کشد تا تجزیه شیمیایی و فیزیکی شوند، به همین علت متخصصان بر این تلاش‌‌اند که ضمن استفاده مطلوب از این منابع، بتوان به طور بهینه و بدون بر هم زدن نظم حیاتی آن را به طبیعت بازگردانند. 

شیشه یکی از مواد قابل بازیافت است که در صورت بازیافت می‌تواند اولاً صرفه‌جویی در استفاده از مواد خام را دربرداشته باشد، ثانیاً به صرفه‌جویی در مصرف انرژی منجر می‌شود. 

نزدیک به 4000 سال قبل از میلاد مسیح، شیشه بیشتر به صورت دانه‌های تزئینی در خاورمیانه مورد استفاده قرار می‌گرفت. 1550 سال قبل از میلاد مسیح، ظرف‌های شیشه‌ای رنگی جهت پخت و پز و نوشیدن استفاده می‌شدند. همراه با انقلاب صنعتی، ساخت شیشه‌ در مقیاس بزرگ شروع شد که اوج آن ظرف‌های شیشه در قرن20 بوده ولی امروزه قیمت آن ارزانتر و مصرف آن بیشتر است و برای بسته‌بندی، تولید مواد و استفاده در پنجره و کاربردهای متنوع دیگری استفاده می‌شود. 

بازیافت شیشه دلایل زیست‌محیطی، اقتصادی و فرهنگی مهمی دارد. کیفیت بازیافتی شیشه شبیه کیفیت شیشه‌ای است که از ابتدا توسط مواد خام اولیه ساخته شده است. شیشه می‌تواند بدون اینکه از کیفیت آن کاسته شود، بازیافت شود. 

به طوری‌که هر بطری شیشه‌ای می‌تواند تا 15 بار در چرخه بین تولید و مصرف مورد استفاده مجدد قرار گیرد. بازیافت شیشه مقرون به صرفه است و قیمت مصرف آن‌ را کاهش می‌دهد. بازیافت شیشه به ذخیره انرژی منجر می‌شود و موجب حفظ محیط‌زیست نیز می‌گردد. 

استفاده از شیشه بازیافتی سبب ذخیره صدها هزار تن ماده خام اولیه در هر سال می‌شود که این کار نیاز به استخراج ماده خام را کاهش می‌دهد و به حفظ زیبایی مناطق اطراف شهرها منجر می‌گردد. از طرفی باعث اشتغال‌زایی نیز می‌شود. 

به ازای هر تن تولید شیشه نو از ماده خام اولیه 8/27 پوند آلودگی، تولید می‌شود که بازیافت شیشه این مقدار را 20-14 درصد و مصرف انرژی را به 32-25 درصد کاهش می‌دهد و می‌توان به ازای هر تن شیشه بازیافتی 9 گالن نفت ذخیره می‌شود. 

اما شیشه‌هایی که قابل بازیافت‌اند، شامل تمام بطری‌هایی به رنگ سبز، قهوه‌ای که در آنها ماءالشعیر، نوشابه، آب، آب معدنی ریخته می‌شود و تمام ظروف دهانه گشاد شیشه‌ای و ظروف حاوی چاشنی می‌شود. 

شیشه‌هایی که غیرقابل بازیافت‌اند شامل: شیشه شکسته پنجره، شیشه شکسته جلو اتومبیل، ظرف سفالی پیرکس، ظروف شیشه‌ای برای زیبایی، لامپ روشنایی یا لوله فلورسنت، شیشه‌های آزمایشگاهی و طبی، آینه و شیشه‌های لعابی مانند کریستال و شیشه تلویزیون. 

مهم‌ترین مرحله و شاید پرهزینه‌ترین مرحله در بازیافت شیشه از زباله‌های شهری، جداسازی شیشه براساس رنگ، مخلوط زباله‌هاست، بنابراین توصیه می‌شود شیشه‌ها در محل تولید توسط شهروندان جدا شوند و در حد امکان برچسب و در روی بطری‌های شیشه‌ای از آنها جدا شوند و برای استفاده مجدد قرار بگیرند که البته باید اطمینان حاصل کرد که برای نگهداری مواد سمی و خطرناک استفاده نشده باشد. 
در زباله‌ها می‌توان بطری‌های سالم شیشه‌ای زیادی را پیدا نمود. غالب این بطری‌ها را شیشه‌های کوچک که مقاومت آنها در مقابل شکنندگی بیشتر از بطری‌های عمومی بزرگ است، تشکیل می‌دهند، اما با این حال برخی از افراد به علت عدم آگاهی ارزش اقتصادی بطری‌های بزرگ و یا هر علت دیگر، گاهی اوقات بطری‌ها را روی زباله‌ها می‌اندازند که در کنار بطری‌های کوچک موجود در زباله جمع‌آوری می‌شوند. 

راه های افزایش بازیافت شیشه:
1 - طراحی سطل‌های چند قسمتی به طوری‌که هر قسمت آن مخصوص یک نوع زباله باشد. 
2 - قرار دادن سطل‌های مخصوص جمع‌آوری شیشه در مغازه‌ها و مراکز تولید شیشه 
3 - قراردادن سطل‌های مخصوص جمع‌آوری شیشه‌های نوشابه، شیشه شیر، ماءالشعیر و... در مدارس 
4 - آموزش چهره به چهره شهروندان به‌خصوص خانم‌های خانه‌دار در نحوه جمع‌آوری شیشه‌ها 
5 - استفاده از تبلیغات تلویزیونی برای آموزش به افراد. 

ماهان شیشه چی ; ٩:٤٩ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٢/۳٠

پلاستیک و اثرات آن بر طبیعت و انسان

 

 پلاستیک و اثرات آن بر طبیعت و انسان

 زندگی مدرن علاوه بر رفاهی که برای انسان به همراه دارد گاه ضررهای جبران ناپذیری را نصیب او می کند.

 کیسه های پلاستیکی و ظروف یک بار مصرف نیز در این مورد مصداق دارند. زمانی که این کیسه ها و ظروف، جایگزین اسلاف پارچه ای و کاغذی خود شدند شاید کمتر کسی فکر می کرد در آینده ای نزدیک همین جایگزین ها، تبدیل به یکی از معضلات اصلی محیط زیست شوند.براساس تحقیقات انجام شده تنها در ایران سالانه بیش از ۳میلیون تن پلاستیک تولید می شود.

 بیشتر این پلاستیک ها نیز بادوام هستند و صد ها سال طول می کشد تا به خودی خود تجزیه و نابود شوند. 

 در سال های اخیر همیشه هشدارهایی در مورد اثرات سوء استفاده از ظروف یک بار مصرف و پلاستیکی شنیده ایم؛ یعنی گذشته از بحث آسیب رسانی به محیط زیست، استفاده از این ظروف برای سلامت انسان مضر است.

 ظروف یک بارمصرف، عمــدتا از پلی استایــرن و PVC که وابسته به مواد نفتــی و فسیلــی است، ساخته شده اند. این مواد در مواجهه با دمای بالای ۶۵ درجه سانتی گراد و در مجاورت با چربی ها و مواد اسیدی، آزاد می شوند که سرطان زایی آنها ثابت شده است. برای ساخت ظـرف های یک بار مصرف، انواع نرم کننده ها، پایدارکننده ها، روان کننده ها، رنگدانه ها و پرکننده ها اضافه می شود که همگـی آنها برای سلامتــی مضر هستند.

  استفاده از ظروف پلاستیکی پلی استایرنی برای نگهداری موادغذایی و نوشیدنی های با دمای بالای ۶۵ درجه سانتی گراد، سبب آزاد شدن مواد خطرناک سرطان زا می شود. ایران جزو معدود کشورهای جهان در استفاده بیش از حد از ظروف یک بار مصرف پلاستیکی پلی استایرنی است. پلی استایرن بیش از ۳۰۰سال برای تجزیه و بازگشت به طبیعت زمان لازم دارد. از سوی دیگر محققان به این نتیجه رسیده اند که استفاده از این ظروف برای مواد غذایی گرم و داغ از نظر بهداشتی به هیچ عنوان مناسب نیست چون ظروف پلی استایرن همیشه مقداری استایرن آزاد در ترکیبات پلیمری خود دارند که فوق العاده سمی و سرطان زاست.

 زمانی که ظروف استایرن با موادغذایی گرم و داغ و به ویژه چرب تماس پیدا می کند، استایرن آزاد آن وارد ماده غذایی می شود. آب جوش نیز باعث جدا شدن استایرن آزاد از ظرف و ورود آن به آب می شود اما تماس این ظروف با غذای چرب و داغ باعث ورود تمامی استایرن های آزاد موجود در ظرف به ماده غذایی می شود و افرادی که به طور مستمر از غذاهای درون این ظروف استفاده می کنند، دچار بیماری های خطرناکی از جمله سرطان می شوند.

بازیافت پلاستیک در طبیعت به طور طبیعی ۳۰۰ تا ۵۰۰سال زمان می برد که معایبی همچون سرطان زایی در نتیجه مهاجرت مونومر از ظرف به داخل مواد موجود در ظرف، عدم سازگاری با محیط زیست و طبیعت و از بین رفتن سرمایه ملی در اثر استفاده از منابع غیرقابل تجدید را به همراه دارد.

 استفاده از ظروف یک بارمصرف پلاستیکی که باعث دفع زباله های ظروف پلاستیکی و انباشت آنها در طبیعت و محیط زیست می شود، به مرور منابع آبی و خاکی، دریاها، رودخانه ها و حیات جانداران و گیاهان را تهدید می کند.

هنگامی که کیسه های پلاستیکی به عنوان زباله دورریخته می شوند، به علت ماندگاری بیش از ۵۰۰ سال در محیط، باعث آلودگی محیط زیست می شوند. این کیسه ها به همراه باد جابه جا شده و وارد رودخانه ها و کانال های آب می شوند؛ در نتیجه موجب گرفتگی آبراهه ها شده و در بسیاری موارد به علت ساکن ماندن آب، زادوولد انواع حشرات افزایش می یابد. کیسه های پلاستیکی درصورت ورود به محیط زیست دریایی، وارد زنجیره غذایی جانوران دریایی شده و سالانه هزاران گونه از جانوران آبزی از قبیل وال، دلفین، فک و لاک پشت و نیز پرندگان دریایی اشتباهاً بر اثر خوردن این کیسه ها و خفگی ناشی از آن می میرند.

 کیسه های بلعیده شده حتی پس از مرگ جانوران و تجزیه آنها نیز سالم باقی می مانند، بنابراین دوباره پراکنده شده و از بین بردن حیاتی دیگر را ادامه می دهند. پلاستیک ها درصورتی که به عنوان زباله دفن شوند، به علت تجزیه آرام و کند در محل های دفن می توانند سبب تشکیل شیرابه و نفوذ آن به آب های زیرزمینی شوند. این شیرابه شامل ترکیباتی نظیر فلزات سنگین و سایر ترکیبات خطرناک است که جزو ترکیبات زیان آور برای محیط زیست هستند.

 همچنین مواد پلاستیکی و پلیمری به علت ساخته شدن از منابع نفتی و دارا بودن مواد با پایه نفتی و خاصیت تجزیه ناپذیری، در خاک باقی می مانند و به این ترتیب مواد شیمیایی آنها به تدریج از طریق خاک وارد زنجیره غذایی انسان می شود؛ بنابراین علاوه بر اثرات کیسه ها و ظروف پلاستیکی روی محیط زیست، آنچه حائز اهمیت است، سلامت انسان هاست، به خصوص اینکه امروزه مصرف بیش از حد و نابجا از این مواد، خطرات جبران ناپذیری را برای سلامت انسان به همراه دارد.

کیسه ها و ظروف پلاستیکی به علت ترکیبات خاص موجود در آنها، درصورت تماس با مایعات و مواد غذایی چرب، اسیدی یا داغ، ترکیباتشان آزاد شده و وارد بدن انسان می شود که این امر باعث ایجاد بیماری های صعب العلاج مثل انواع سرطان ها خواهد شد.

 

کشورهای پیشرفته چند سالی است که استفاده از ظروف یک بارمصرف گیاهی را جایگزین انواع پلاستیکی آن کرده اند. در کشور های صاحب فناوری تولید پلیمر های گیاهی، از نشاسته ذرت، سیب زمینی و گندم برای این منظور استفاده می شود. نشاسته به طور طبیعی یک پلیمر گیاهی ضعیف است که خاصیت هیدروفیلی دارد.

 

فزودن اسید های چرب گیاهی چون استاریک اسید و اولئیک اسید باعث می شود تغییراتی در ترکیب اولیه به وجود آید و با تشکیل گروه استری با زنجیره طویل کربنی، خاصیت آب گریزی ایجاد شود.

  

در استفاده از این پلاستیک ها هیچ محدودیتی وجود ندارد و تمام انواع ظروفی که با پلاستیک های معمولی ساخته می شوند با پلیمر های گیاهی هم قابل تولید هستند، ضمن اینکه پلیمر های گیاهی از انعطاف پذیری بیشتری برخوردارند، در مایکروفر قابل استفاده اند و برخلاف پلی استایرن که استفاده از آن در دمای بالاتر از ۶۵درجه مجاز نیست، دمای ۹۰ تا ۱۰۰درجه سانتی گراد را به راحتی تحمل می کنند.

 

تجزیه این پلیمر ها در خاک حداکثر ۳ تا ۶ ماه طول می کشد که بستگی به دما، رطوبت و فشار خاک دارد که میکروارگانیسم های موجود در خاک را تحت تأثیر قرار می دهند. علاوه بر حفظ محیط زیست، حفظ سلامت انسان ها هنگام استفاده از این ظروف اهمیت ویژه ای دارد و از آنجایی که این پلیمر ها منشأ گیاهی و طبیعی دارند، هیچ ماده سمی و مضری از آنها آزاد نمی شود.

 

روزنامه همشهری ( www.hamshahrionline.ir )

:منبع

 

ماهان شیشه چی ; ٩:٤۱ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٢/۳٠

رود های بیمار ایران زمین

رودهای بیمار و دریاچه‌های سوخته + به همراه عکس از گذشته و امروز تک تک دریاچه ها

به دست گزیده اخبار علمی‏ در در تاریخ آدینه, فوریه 17, 2012‏ و ساعت 08:54 بعد از ظهر‏ ·‏
 

سیاههء کاملی از دریاچه های خشک شده و رودخانه های آلودهء ایران بخاطر مدیریت غلط 

__________________________________________________________________

گزیده ای از مقاله ء  آقای دکتر  جلال ایجادی، استاد دانشگاه در فرانسه  

 

اجتماعی که از منابع طبیعی و زیست‌بوم خود پشتیبانی و نگهداری نکند، نابودی خود را تدارک می‌بیند. زندگی انسانی در پیوند تنگاتنگ با طبیعت و تمامی منابع آن قرارداشته وهرگونه آسیب به طبیعت به ناگزیر ضربه به زندگی انسانی است.

 

دریاچه ارومیه امروز

دریاچه ارومیه در گذشته

 

روند تخریبی زیست‌بوم کشور ما به طرز دردناکی جریان دارد و روز به روز این وضعیت وخیمتر می شود. 

 

می دانیم که خشکسالی در جهان و تشدید گرمایش زمین تاثیرات منفی روی مناطق مرطوب و آب‌ها دارد و ایران از اثرات منفی آن به دور نیست. ایران کشور پرباران نیست. سالانه نزدیک به ۴۱۳ میلیارد متر مکعب در ایران بارندگی می‌شود که ۲۹۰ میلیارد مترمکعب آن تبخیر می‌شود و به هدر می‌رود. میزان بارندگی در ایران به عنوان یک کشور خشک و نیمه‌خشک، ۲۵۰ میلیمتر و این میزان یک سوم متوسط جهانی یعنی ۸۵۰ میلی‌متر است. حال در هنگامی که این‌همه آب هدر می‌رود و سیستم بهینه‌سازی مصرف موجود نیست و به‌طور عمده شبکه آبرسانی مدرن و شیوه‌های مدیریتی مدرن وجود ندارد، آن‌چه اجرا می‌شود فاجعه‌بار است. در ایران استفاده تولیدی و صنعتی و شهری آب ناهنجار و مدیریت منابع آبی ناشایسته و نابخردانه است، واین امر به ناگزیر بحران‌های اکولوژیکی آب را به وخامت بیشتری می‌کشاند.

 

در بسیاری از کشورها مدیریت درست منابع طبیعی، بحران ناشی از عوامل طبیعی را به طور وسیع مهار کرده است، در حالی‌که بنا بر گزارش سازمان ملل، ایران یکی از کشورهایی است که منابع طبیعی و آبی خود را به سرعت از دست می‌دهد. به این لحاظ پیش گرفتن شیوه‌های درست در مدیریت آب یک امر اساسی است. این مدیریت با سازماندهی تازه تقسیم آب و تشخیص متناسب محصولات با زمین‌شناسی و جغرافیای محل تولید می‌تواند به برنامه‌ریزی بپردازد. این برنامه‌ریزی باید با اتکا بر روش علمی، مصرف بیهوده آب را کم کند و از هدر دادن آن به شدت جلوگیری کند. به عنوان نمونه کاشتن برنج در اصفهان یک انتخاب درست نیست، حال آنکه بهترین شرایط برای این محصول در شمال ایران است و یا مسئله دیگر اینکه ایران، بیش از هشت میلیون هکتار مزارع آبی دارد و مصرف‌کنندگان بخش کشاورزی، از شبکه‌های نیمه مدرن و بخصوص سنتی برای آبیاری استفاده می‌کنند. مدیریت آب در ایران بحران‌زاست. در این نوشته نگاهی به وضع برخی رودها و دریاچه‌ها می‌اندازیم تا ابعاد بحران و سیاست‌ها وشیوه‌های موجود را بهتر درک کنیم: 

 

دریاچه ارومیه امروز

 

دریاچه‌های سوخته

 

دریاچه ارومیه در جدال میان مرگ و زندگی است. تشدید بحران اکولوژیکی و حیاتی دریاچه ارومیه یکی از حادترین ویرانگری‌های زیست‌محیطی در ایران است. ساخت ۳۵ سد روی ۲۱ رودخانه مشرب‌کننده دریاچه ارومیه نقش مهمی بر خشک شدن دریاچه ارومیه داشته است. هم‌اکنون با سدسازی نزدیک به ۵۰ میلیارد مترمکعب آب از دریاچه ارومیه گرفته شده که این کار سبب خشک شدن حدود سه هزار کیلومتر مربع شده است.

 

در سال ۱۳۸۹بیش از دویست هزار هکتار از محدوده طبیعی دریاچه ارومیه به نمکزار تبدیل شد. با توجه به روند وخیم کنونی اگر اقدام جدی و فوری صورت نگیرد تا چندسال دیگر این دریاچه از بین خواهد رفت. در ۱۳ سال گذشته بیش از ۳۰ طرح کشوری و استانی برای حل بحران دریاچه ارومیه به تصویب رسید، اما هیچ کدام اجرا نشد. در نتیجهء ناتوانی مدیریتی دریاچه ارومیه در راه مرگ تدریجی جلو رفت و هم‌اکنون با شش متر کاهش عمق آب مواجه شده است. آن‌چه مسلم است، این دریاچه زیبای کشورمان تا مرگ قطعی فاصله چندانی ندارد. خشک شدن این دریاچه علاوه بر این که یک فاجعه تمام عیار زیست‌محیطی است، یک بحران انسانی، اجتماعی و اقتصادی هم به دنبال خواهد داشت، چراکه باعث نابودی دامداری و کشاورزی و گردشگری در استان‌های پیرامون خود خواهد شد. 

 

دریاچه هامون امروز

دریاچه هامون در گذشته

 

دریاچه‌ هامون، سومین دریاچه بزرگ ایران پس از دریاچه‌ کاسپین (مازندران-خزر) و دریاچه‌ ارومیه است. دریاچه‌ هامون وابسته به رودخانه هیرمند در افغانستان است و اکنون چندین سال ‌است که دیگر آب هیرمند به این دریاچه سرازیر نمی‌شود. در گذشته‌های دور دریاچه هامون، دریاچه‌ای بزرگ و پرآب بوده است. پس از خشکسالی‌ها و تقسیم‌بندی‌های کشورها و نرسیدن آب به مرزهای ایران به مرور قسمت‌های وسیعی از آن خشک شده و اکنون به چهار دریاچه مجزا تقسیم شده است: دریاچه هامون صابری یا سیستان، دریاچه هامون پوزک ایران، دریاچه هامون هیرمند و دریاچه هامون پوزک افغانستان که بخش کوچکی از آن نیز در ایران واقع شده است. دولت افغانستان، سال‌ها پیش سدی به نام کجکی روی رودخانه‌ هیرمند احداث کرده است که موجب تشدید بحران شد. رودهای مرزی میان کشورها پیوسته منبع تشنج و اختلاف هستند و به این خاطر مسئولان کشوری باید به طرز فعال برای حل اختلاف و تامین امکانات زیست محیطی بکوشند. دولت ایران بی‌توجه به این فاجعه، هیچگونه اقدام جدی برای مذاکره و تنظیم راه‌های آبی نکرده است.

 

رعایت نکردن حق آب ایران و قطع جریان آب رود هیرمند از سوی افغانستان باعث خشک شدن دریاچه هامون در حوزه آبریز منطقه سیستان شده است. امروز دریاچه هامون و تالاب آن با یک فاجعه زیست‌محیطی مواجه است. حیات سیستان در گرو جاری بودن هیرمند و زنده بودن هامون است و هامون همچون قلبی است که تا کوچک‌ترین گزندی در آن ایجاد می‌شود سایر بخش‌های دیگر را نیز با بحران مواجهه می‌سازد. متاسفانه هیچگونه مدیریت یکپارچه درباره دریاچه هامون به منظور حفظ منابع آن و تامین نیروی انسانی برای نگهداری از آن وجود ندارد و دولت ازهرگونه تلاش برای حفظ این اکوسیستم دور است.

 

 سرزمین سیستان به دلیل شرایط خاص اقلیمی و جغرافیایی در مسیر بادهای موسمی قرار دارد و این امر به دنبال خشکسالی دریاچه هامون و خیزش ریزگردها و توفانهای شنی شرایط بحرانی در منطقه ایجاد کرده است. اوضاع دامداران و صنایع دستی نیزبه مخاطره افتاده است. تخریب پوشش گیاهی، آتش‌سوزی‌ها، کمبود نیروی ماهر، نبود سیستم آبرسانی، فقدان بودجه و بی‌کفایتی مسولان، به خطرات اکولوژیکی این منطقه ابعاد گسترده‌ای داده است.

 

دریاچه بختگان امروز

دریاچه بختگان در گذشته

 

دریاچه بختگان که در استان فارس است در سال ۱۳۴۷ به عنوان منطقه حفاظت شده اعلام شد، ولی اکنون این دریاچه در حال خشکی کامل است. استفاده‌های متعددی در بالادست تالاب برای آب آشامیدنی شیراز و روستاهای متعدد و همچنین استفاده از آب برای اراضی کشاورزی و صنعت رمق دریاچه را گرفت و در پی این بهره‌برداری‌ها به طور طبیعی چیز دیگری برای ورود به تالاب باقی نمی‌ماند. منشاء دریاچه بختگان رودخانه کوچک "سیوند" در دره‌ای به همین نام است که تنگه بلاغی نیز خوانده می‌شود. سیوند نام روستایی بزرگ و خوش آب و هوا در مسیر راه شیراز به اصفهان در میانه راه تخت جمشید به پاسارگاد است و سیلاب رود سیوند در انتهای مسیر خود به رود "کر" می‌پیوندد و از آن جا به دریاچه بختگان می‌ریزد. دولت اسلامی ایران در حال حاضر سدی را به روی این رودخانه احداث کرده که از نظرطرفداران محیط زیست حیات دریاچه بختگان را به طور جدی تهدید کرده و به علاوه خطر مهلکی برای تمامی آثار باستانی نزدیک آن به شمار می‌آید.

 

بختگان در زمان‌های گوناگون گرفتار خشکسالی شده و دوباره همراه با بارش باران، پر آب و سبز و جایی خوب برای زندگی گونه‌های گوناگون جانوری وگیاهی شده است. آخرین بار در سال ۱۳۷۰ خشکید که دوباره با بارش باران تر و تازه شد. از سال ۱۳۷۸ با دست‌اندازی‌های دولت و به ویژه وزارت نیرو خشکسالی شروع شده است و در پایان، بابستن حق آبه‌ آن و با مرگ بیش از سه‌هزار و ۸۰۰ فلامینگو بحران تشدید شد. تا سال ۱۳۸۴، سازمان محیط زیست از پذیرفتن تخمگذاری فلامینگوها در بختگان سر باز می‌زد که یکبار با تلاش مردم، اداره‌های محیط زیست استهبان و نی‌ریز تخمگذاری فلامینگوها را پذیرفتند. اکنون در بخش بسیار وسیع خشک شده بختگان دیگر از پرندگان خبری نیست، زیرا متاسفانه این بخش‌ها به میدانی برای تمرین و ویراژ موتورسواران و "تیک آف" کردن اتومبیل‌ها تبدیل شده است. دریاچه بختگان، زیستگاه زمستانی پرندگانی بود که از روسیه و دشت‌های سیبری به ایران مهاجرت می‌کردند. امروز فلامینگوها بختگان را ترک می‌کنند، زیرا بحران و بی‌توجهی مسئولان دولتی خشکی دریاچه را گسترش داده است. خشک شدن دریاچه بختگان اثرات مخرب زیادی روی مزارع، باغات وهمچنین سلامتی شهروندان و زیستمندان داشته است، به گونه‌ای که برخی از مردم به بیماری‌های پوستی یا حتی تنفسی مبتلا شده‌اند.

 

دریاچه پریشان امروز

دریاچه پریشان در گذشته

 

دریاچه پریشان که در ۱۲ کیلومتری جنوب شرقی کازرون قرارداشت و به وسعت ۴۳ کیلومتر مربع بود و بزرگ‌ترین و زیباترین دریاچه آب شیرین داخلی کشور محسوب می‌شد، به دنبال کمی بارش و عدم مدیریت درست منابع آبی و مصرف ناهنجار و بی‌رویه آب، سوزاندن بخش بزرگی از نیزارهای اطرافش به علت عملیات راهسازی و ایجاد سد و خشکسالی‌های اخیر کم‌کم خشک شد و بالاخره در سال ۱۳۹۰ بیش از ۹۰ درصد از توان انباشت آب خود را از دست داد. دریاچه پریشان دیگر پریشان نیست بلکه دریاچه سوخته است. دریاچه خشک شده "پریشان" به عنوان تالاب بین‌‌المللی ثبت شده بود و در تقسیم‌بندی مناطق جزو منطقه حفاظت شده محسوب می‌‌شد.

 

وضعیت بحرانی تالاب انزلی

 

تالاب انزلی باوسعت ۲۰۰ کیلومترمربع مانند تصفیه خانه آب دریای خزر است. ۲۷ رودخانه مهم گیلان به این تالاب سرازیر می‌شوند که از مهم‌ترین آنها رودخانه بهمبر، ماسوله رودخانه، قلعه رودخانه پسیخان، پیربازار و شیجان رود است. این رودها با آب شیرین خود سدی در برابر آب شور دریای خزر به وجود آورده‌اند. این تالاب با بیش از ۱۰۰ گونه پرنده، ۵۰ گونه ماهی، صدهاگونه موجودات گیاهی، جانوری و میکروسکوپی و ده‌ها گونه گیاهی، اکوسیستم کم نظیری دارد.

 

تالاب انزلی از سال ۱۳۵۴ جزو تالاب‌های بین‌المللی تحت حفاظت شد و مهم‌ترین منبع تولید ماهیان خاویاری و استخوانی دریای خزراست. دریای خزر و به ویژه بندر انزلی یکی از مهم‌ترین مناطق زیستگاهی پرندگان آبزی مهاجر است و هر ساله در این مسیر پرواز بیش از ۱۰ تا ۱۲ میلیون اردک، لک لک، غاز، قو و سایر پرندگان به مهاجرت می‌پردازند. آبگیرهای حاشیه آن از مهمترین مناطقی است که می‌تواند بهترین شرایط را برای گذران زمستان پرندگان مهاجر فراهم سازد. تالاب انزلی یک مخزن آب لب شور با عمق کم به شمار می‌رود. فضای گسترده آبی و گیاهی زنده تالاب محیط مناسبی را برای تخمگذاری انواع ماهیان فراهم ساخته و وجود متنوع گونه ماهی در این تالاب آن را به زایشگاه دریای خزر تبدیل کرده است.

 

در گذشته تالاب بین‌المللی انزلی در استان گیلان دارای ۱۲ متر عمق بود و هم اکنون از جلبک خفه‌کننده آزولا انباشته شده و آب‌هایش آلوده و به شدت کاهش یافته است. نیزارهای تالاب به طور وسیع صدمه دیده‌اند، انگل‌های تالاب بسیار زیاد شده و میزان آبزیان و بچه ماهی‌ها به سرعت کم شده است. رفت و آمد قایق‌های موتوری، آلوده شدن آب به روغن سنگین و گازوئیل و مواد شیمیایی سمی، صید بی‌رویه در زمان تخم‌ریزی ماهی‌ها، آلودگی‌های ناشی از مصرف سموم گیاهی و کود شیمیایی در مزارع اطراف تالاب و ساخت اسکله در محل تلاقی دریا با تالاب، رفت وآمد ماهی‌ها را برای تخم‌ریزی به تالاب کاهش داده و امکان تولید مثل به مراتب دشوار و محدود شده است.

 

وضعیت بحرانی تالاب انزلی

 

 وضعیت بحرانی تالاب انزلی اتفاقی نیست بلکه نتیجه بی‌توجهی‌ها و بی‌لیاقتی‌ها است. ساختن استخر پرورش ماهی در پیرامون تالاب و تغییر ویژگی فیزیکی و شیمیایی آب، بی‌توجهی به ظرفیت تالاب در پذیرش گردشگری همزمان، افزایش میزان فلزات سنگین و بخصوص سرب در آب و رسوبات تالاب، پمپاژ آب به بالادست تالاب به منظور آبیاری اراضی کشاورزی، احـــداث کــومه‌های شکار، تجمع مقادیر زیادی از زباله‌های غیر قابل تجزیه در تالاب که از طریق رودخانه‌های منتهی به تالاب و بازدیدکنندگان از تالاب وارد آن می‌شود، نبود لایروبی لازم و نیز رهاسازی فاضلاب‌های صنعتی، خانگی و بیمارستانی چند شهرستان استان گیلان به تالاب انزلی وغیره منجر به تخریب بخش‌های بزرگی از تالاب و برهم خوردن تعادل اکوسیستمی آن شده است.

 

 روشن است که اینگونه اقدامات نابودکننده قابل کنترل هستند و با مدیریت درست و سخت‌گیری‌های قانونی و روش‌های آموزشی می‌توان از آنها جلوگیری کرد ودر نگهداری این زیست‌بوم تلاش ورزید، ولی در واقع سازمان‌های دولتی که در این منطقه هستند فاقد کارآرایی هستند و در نتیجه عوامل تخریب گسترش می‌یابند.

 

یک نمونه دیگر رودخانه "زرجوب" است. این رود که به تالاب انزلی می‌ریزد در مسیر حرکت خود پذیرای فاضلاب ۱۰ بیمارستان، ۵۲ گرمابه و پساب صنعتی ۳۸ بنگاه تولیدی و پساب‌های مسموم اراضی کشاورزی است. به علاوه شش شهر، پنج بخش و ۱۸ دهستان و بیش از ۳۰۰ روستا در حوزه این رودخانه قرار دارد. بخشی از پساب صنعتی کارخانه‌های حوزه و تمامی فاضلاب‌های شهری و روستایی بدون تصفیه به رودخانه تخلیه و باعث آلودگی شدید این رودخانه می‌شود. این امر مرگ و میر وسیع آبزیان رودخانه و تالاب انزلی را درپی داشته و شیوع یکسری بیماری برای انسان‌ها را به‌بار آورده است.

 

به‌طور خلاصه می‌توان گفت پنج شناسهٔ اصلی، توان زیست‌پالایی تالاب انزلی را تهدید می‌کنند. آنها عبارتند از افزایش رسوب واردشده به تالاب، افزایش پساب‌های سمی صنعتی تخلیه شده در تالاب، تغییر کاربری اراضی و تبدیل بخشی از اراضی کنار تالاب به زمین‌های کشاورزی، جاده‌سازی و رشد بی‌رویه ساختمان. تالاب انزلی که از اکوسیستم‌های ثبت شده جهانی ایران است و تاثیر عمده‌ای روی آب و هوای محلی، زیست پرندگان، آبزیان و اقتصاد مردم حاشیه‌نشین دارد، اکنون با آلودگی زیست محیطی سخت بیمار است.

 

دریاچه کافتر

 

دریاچه کافتر در بخش مرکزی شهرستان اقلید در شمال استان فارس قرار داشت و درازای آن ۲۴ کیلومتر و پهنای آن شش کیلومتر بود. کافتر یکی از دریاچه‌های آب شیرین استان فارس، از زیستگاه‌های بسیار ارزشمند پرندگان مهاجر محسوب می‌شد و مکان مناسب پرورش ماهی‌های کپور و آمور به شمار می‌رفت. وجود چشمه‌سارها و قنوات متعدد علاوه بر ایجاد مناظر زیبا و دیدنی، زمینه مساعدی برای پرورش ماهی قزل‌آلا فراهم کرده بود. پیش از بحران اکولوژیکی و خشکسالی سالانه حدود یک هزار تن ماهی کپور از دریاچه صید می‌شد. این دریاچه امکانات شغلی فراوانی به وجود آورده بود وآب مورد نیاز همه کشاورزان بومی را تامین می‌کرد. به طور مسلم یکی از دلایل بحران کمبود بارش است، ولی در ۱۵ سال گذشته به دلیل استفاده بی‌رویه آب و همچنین توسعه کشاورزی در بالادست خسارات جبران ناپذیری به کافتر وارد شد واین دریاچه آخرین نفس‌هایش را بعداز چهار سال کشید و نابود شد. اگر در گذشته روی دریاچه مدیریت و کارشناسی صورت می‌گرفت و سپس درباره آبرسانی و برداشت آب اقدام درست می‌شد، هم اکنون شرایط دریاچه کافتر این‌گونه نبود که به محلی برای اتومبیل‌رانی تبدیل شود.

 

دریاچه طشک امروز

دریاچه طشک در گذشته

 

دریاچه طشک با وسعت تقریبی ۸۰۰ کیلومترمربع در شمال باختری دریاچه بختگان و ۱۶۰ کیلومتری خاور شیراز قرار دارد. تعدادی جزیره و شبه جزیره کوچک و بزرگ از جنس رادیولاریت، سنگ‌های پلاژیک و آهک‌های سروک در این دریاچه وجود دارند که مهم‌ترین آنها جزایر نرگس و گنبان است که مساحت آنها تابع شرایط بارندگی سالانه است. یکی از جزایر دریاچه طشک جزیره پلیکان‌هاست که در گذشته محل لانه‌سازی پرندگان مختلف بوده است. در واقع ۹۵ درصد این دریاچه به دلیل خشکسالی‌های اخیر خشک شده و تنها چشمه گمبان که در اطراف آن واقع شده و در گذشته تا حدودی آب دریاچه را تامین می‌کرده است، آب دارد. برداشتهای بی‌رویه آب و عدم مدیریت درست و فقدان بودجه و نیروی کار کارشناس این دریاچه را با مشکل بحران حیاتی روبه‌رو ساخته است.

 

تالاب هورالعظیم یا هورالهویزه یکی از بزرگ‌ترین تالاب‌های داخلی ایران به شمار می‌رود که در استان خوزستان، شهرستان دشت آزادگان و هویزه قرار دارد و بخشی از آن در کشور عراق است. این تالاب حدود 118 هزار هکتار می‌باشد که هم اکنون میزان خشکی‌هایش بر میزان آب درون تالاب پیشی گرفته است. تالاب هورالعظیم از سه رودخانه دجله، فرات و کرخه تغذیه می‌شود. در فصل پاییز سه دسته از پرندگان مهاجر شامل پرندگان زمستان‌گذر، پرندگان بومی و پرندگان جوجه‌آور به تالاب‌های خوزستان ازجمله تالاب هورالعظیم مهاجرت می‌کنند.

 

پرندگان زمستان گذر از کشور‌هایی نظیر آسیای میانه، روسیه و سیبری به تالاب‌های خوزستان مهاجرت می‌کنند و پس از گذراندن پاییز و زمستان در خوزستان، اوایل فصل بهار دوباره به زیستگاه خود بازمی‌گردند. جانورانی که در این تالاب زیاد یافت می‌شوند عبارتند از: شغال، روباه، شیر، گربه جنگلی، سمور آبی، گراز، روباه و غیره. این تنها تالابی است که بر اساس بررسی‌های کارشناسانه زیست‌بومی از ۱۰۰ نمره، نمره ۱۰۰ را کسب کرده و هیج تالابی تاکنون چنین نمره‌ای را به‌ دست نیاورده است. باید اشاره کرد که بیشترین تعداد پرنده‌های در معرض خطر، در این تالاب بسر می‌برند ودر عین حال این تالاب از نظر حجم و انواع پرنده یکی از غنی‌ترین اکوسیستم‌های جهانی است.

 

در اوایل سال ۱۳۸۷ کمیسیون اقتصاد دولت با واگذاری بیش از هفت‌هزار هکتار از اراضی محدوده تالاب هورالعظیم به وزارت نفت جهت کشف واستخراج نفت موافقت کرد. این در حالی است که به موجب ماده ۱۶ قانون حفاظت و بهسازی محیط‌ زیست تمامی عرصه‌های تالابی کشور به نمایندگی از دولت در اختیار سازمان حفاظت محیط ‌زیست قرار گرفته است و این سازمان نیز حق واگذاری آنها را ندارد. بنابراین اگر قرار بود مصوبه دولت مبتنی بر قوانین زیست‌محیطی باشد، بنابراین طبق ماده ۱۶ نباید هیچ‌گونه واگذاری صورت می‌گرفت. از این رو به نظر می‌رسد این مصوبه نه تنها، بر طبق مقررات و قوانین زیست‌محیطی حکومت نیست، بلکه نقض آشکار ماده ۱۶ قانون حفاظت و بهسازی محیط‌ زیست و نیز اصل ۵۰ قانون اساسی است.

 

 پس از این کلاهبرداری قانونی در طرح توسعه میدان نفتی آزادگان که در ۸۰ کیلومتری غرب اهواز در حاشیه مرز ایران و عراق واقع شده است، حفاری ۲۶۷ حلقه چاه در دستور کار قرار گرفت. بر اساس برنامه‌ریزی انجام شده نزدیک به ۵۰ حلقه از این چاه‌ها در هورالعظیم، بزرگ‌ترین تالاب خاورمیانه، حفاری می‌شوند که بنا بر گزارش‌های منتشر شده تاکنون هفت حلقه از آنها حفر شده‌اند.

 

اعلام موافقت دولت با واگذاری بیش از هفت‌هزارهکتار از زمین‌های هورالعظیم به صنایع پتروشیمی ونفت در حالی صورت گرفت که حوادث ناگوار وپیامدهای نابودی این تالاب از دیرباز از جانب فعالان محیط زیست مطرح شده است. اضافه بر این برنامه محیط زیست سازمان ملل چند سالی است که نسبت به پیامدهای نابودی این تالاب هشدار می‌دهد،اما ایران و عراق که هورالعظیم در مرز مشترک آنها واقع شده است کوچک‌ترین توجهی به این هشدارها نکرده‌اند. سازمان ملل بارها هشدار داده که در جنوب غربی ایران فاجعه‌ای در مقیاس دریاچه آرال و جنگل‌های آمازون که بزرگ‌ترین فجایع زیست محیطی تاریخ هستند در حال وقوع است.

 

رودهای بیمار و آلوده

 

زاینده رود در اصفهان خاموش است. بحران زاینده‌رود و متوقف کردن آب در بخش شرقی این رودخانه، از اصفهان تا تالاب گاوخونی خطرناک‌ترین رویداد زیست‌بومی در مرکز ایران است. این بحران نه نتیجه خشکسالی طبیعی بلکه قبل از هرچیز ناشی از تصمیمات سیاسی و اداری هیئت حاکمه است. در دورانی که فشار کمی باران وجود دارد دولت تصمیم گرفت تا آب را به چهار محال و بختیاری جهت نیازهای اقتصادی پرمصرف بکشاند و آب مورد نیاز کارخانه‌های بزرگ پرمصرف را در اولویت قراردهد و بدین‌ترتیب تمام مسیر را تا گاوخونی از آب محروم کند. این تصمیم نابخردانه، اصفهان و سی وسه پل را از آب محروم و کشاورزان بی‌شماری را بی‌خانمان کرد و آب و هوای محیط طبیعی و زندگی پرندگان و جانوران این منطقه را نابسامان ساخت.

 

تالاب گاوخونی یک تالاب بین‌المللی بود که ۴۷۰ کیلومتر طول آن بود و به ثبت جهانی رسیده بود، اما امروز دیگر به‌خاطر خشکی زاینده‌رود وجود ندارد و بسیاری تالاب‌های دیگر نیز هستند که امروز به خاطر سدسازی از بین رفته‌اند. زمانی که زاینده‌رود در اصفهان تا گاوخونی آب داشت آسیب‌هایی چون آلوده بودن آب و ساختمان‌سازی‌های ناهنجار این رود را مورد هجوم قرارداده بود و امروز به دلیل فقدان کارشناسی و عدم توجه به منافع عمومی، در بخش بزرگی آب خشک شده و زندگی اقتصادی و اجتماعی و زیست‌بومی آشفته شده است.

 

تاکنون نزدیک به ۵۰۰ هزار اصله درخت از فضای سبز اصفهان، به دلیل خشکسالی‌ های مکرر، خشکیده‌اند و بیش از ۴۲۰ هزار اصله درخت در شرق اصفهان خشک شده است. کارشناسان محیط زیست معتقدند که مشکل زاینده‌رود در اثر سوء مدیریت در سال‌های گذشته به وجود آمده است. از انتقال غیر اصولی آب زاینده رود به شهرها و استانهای دیگر، احداث غیر منطقی و طبیعت ستیزانه صنایع بزرگ در حاشیه رودخانه، عدم راندمان مناسب در صنایع کشاورزی استانهای چهارمحال بختیاری و اصفهان، کاشت محصولات کشاورزی نظیر برنج، نگاه استانی به زاینده رود و… همه و همه در خشک شدن پر آب‌ترین رود فلات مرکزی ایران نقش داشته است. از خاطر نباید برد که زاینده‌رود در بخش غربی خود نیز آلوده و بیمار است.

 

بر پایه گزارش پایگاه خبری شهر الکترونیک به عنوان نمونه روزانه هفت میلیون لیتر فاضلاب شهرک بهارستان به زاینده‌رود می‌ریزد. (۱۹ بهمن ۱۹۹۰) نه تنها بخش کشاورزی، حجم بالایی از آب زاینده‌رود را مصرف کرده و در نتیجه اثر منفی قابل ملاحظه‌ای بر اکوسیستم این رودخانه حیاتی دارد، بلکه از سوی دیگر اثرات پساب‌ها از طریق تخلیه زه‌آب‌های کشاورزی بر زاینده رود فاجعه بار است. میزان مصرف کودهای شیمیایی مختلف در اراضی آبخور زاینده‌رود بالغ بر صد هزار تن و مصرف سموم کشاورزی بالغ بر ۴۵۰ تن است.

 

 زه‌آب‌های کشاورزی حاوی املاح محلول، بقایای سموم دفع نباتی و علف‌کش‌ها و بقایای کودهای شیمیایی به ویژه نیترات و مقداری عناصر سنگین است و تمامی این آلودگی‌ها به زنجیره طبیعت و زندگی انسانی و حیوانی وارد می‌شود. اصفهان یکی از شهرهای مبتلا به بیماری ام.اس است. در توضیح این بیماری آنچه مهم است دو فاکتور مهم ژنتیک و عوامل محیطی در بروز بیماری نقش دارند. عوامل ژنتیکی گوناگون می‌تواند مستعد کننده فرد به بیماری ام. اس باشند، اما از طرف دیگر فاکتورهای محیطی همچون عفونت‌ها بخصوص عفونت‌های ویروسی، آلودگی‌های صنعتی، مواد توکسیک داخلی و محیطی و استرس‌های روحی و روانی نیز به عنوان عوامل مطرح در پیدایش ام. اس مورد بحث هستند.

 

بیماری ام.اس(M.S) در شهرهای صنعتی و در کنار کارخانه‌های آلوده‌کننده هوا و آب بسیار شایع‌تر است. این بیماری در اصفهان که آلوده‌ترین شهر صنعتی ایران است و از نظر غلظت مواد توکسیک و خطرناک در آب، خاک و هوا رتبه بالایی را در کشور دارد بسیار گسترده و رایج است. این بیماری در شهرهایی که در حاشیه زاینده‌رود و مجاور کارخانجات آلوده کننده هستند، شیوع بیشتری دارد.

 

رودخانه کارون که زمانی پرآب‌ترین رود ایران بود امروز به سختی نفس می‌کشد. بحران رود کارون با ایجاد سدهای بزرگ گوناگون و مواد نفتی زباله‌ها اوج گرفت. این بحران در ادامه خود به نابودی ۶۳ آبادی به لحاظ آبگیری سد و ازبین رفتن هشت هزار شغل کشاورزان منطقه و نیز تخریب زیستنگاه‌های پرندگان و جانوران و تلف شدن یک میلیون از نخل‌های پایاب این رودخانه در خرمشهر و اروندکنار در اثر شوری و خیز معکوس آب از خلیج فارس منجر شد.

 

 به دنبال این سدسازی‌ها استان خوزستان با کمبود بیش از چهار میلیارد مترمکعب آب مواجه است. تنها با آبگیری سد کارون سه تعداد ۶۳ آبادی شامل ۱۲۹۱ قطعه زمین کشاورزی و مسکونی به زیر آب رفت، تعداد ۳۵ روستا غرق شد و با به زیر آب رفتن زمین‌های کشاورزی ۲۸ روستا، کشاورزان بسیاری قدرت تولید و مشاغل خود را از دست دادند و ۱۵ هزار نفر مجبور به ترک خانه و کاشانه خود شدند.

 

 رود کارون مکانی برای رهاسازی بی‌رویه پساب‌های صنعتی، شهری و کشاورزی شده است و بیش از۴۰ درصد فاضلاب شهری اهواز و فاضلاب‌های صنعتی و کشاورزی در بالا دست رودخانه به صورت مستقیم به آن وارد می‌شود. همچنین به دلیل کاهش میزان دبی رودخانه و بازگشت آب از سوی دریا، شوری آب کارون افزایش یافته و معضل آلودگی آب رودخانه را تشدید کرده است. متاسفانه اکوسیستم گیاهی و جانوری رودخانه کارون به دلیل آلودگی بیش از حد این رودخانه در حال نابودی است و برخی گونه‌های جانوری مانند گربه ماهی در حال انقراض هستند.

 

 رودخانه کارون در گذر از خوزستان حدود ۷۰ درصد آب شرب استان را تامین می‌کند و این در حالی است که این رودخانه پذیرنده پساب‌های شهری، کشاورزی و صنعتی استان است. دبیر انجمن کارشناسان محیط زیست اهواز گفت: " براساس آمار، سهم آلودگی کارون ناشی از فاضلاب‌های کشاورزی ۴۸ درصد، فاضلاب شهری ۲۶ درصد و فاضلاب صنعتی ۲۳ درصد است." (سایت مردم سالاری ۷/۷/۱۳۸۸)

 

در حال حاضر در هر گوشه‌ای از کارون آلودگی صنعتی و زباله شهری و خانگی غوغا می‌کند و مدفوع خانگی و لاشه حیوانات در کارون شناور هستند. در کارون آلودگی میکروبی و آلودگی ناشی از فلزات سنگین (سرب، کادنیوم، سیانور و آرسنیک) سلامتی انسان‌ها و آبزیان و جانوران را با خطرات جدی مواجه کرده است. اثرات آلودگی‌های میکروبی سریع وآنی بوده و به شکل بیماری‌های ویروسی و باکتریایی است. حال آنکه آلودگی‌های ناشی از سموم دفع آفت و فلزات سنگین به خاطر تجمع تدریجی در بلندمدت به نسل‌های آینده انتقال می‌یابد و برخی از آنها به رشد سرطان منجر خواهد شد.

 

کارون از آلودگی‌های شیمیائی و نفتی برکنار نیست. شدت این آلودگی به قدری است که گاه به صورت لکه‌‌های نفتی بزرگ حدود دو تا سه مترمربع روی رودخانه کارون دیده می‌شود. به علاوه بررسی‌ها نشان می‌دهد که این آلودگی نیز ناشی از مازوت است که برای شست‌وشوی توربین‌ها استفاده می‌شود. به عنوان نمونه نیروگاه دولتی برق اهواز "رامین" از این ماده برای شست‌وشوی اسیدی توربین‌های خود استفاده می‌کند و سپس مواد زائد را به رودخانه کارون سرازیر می‌کند. درسایت اینترنتی این شرکت دولتی چنین آمده است: "نیروگاه رامین افتخارصنعت برق کشور و یک دانشگاه فنی تخصصی است." همین شرکت "افتخار آفرین" جمهوری اسلامی در حال نابودی محیط زیست و مسموم کردن شهروندان ایرانی است.

 

 

کشف رود این رودخانه تاریخی خراسان که با طول ۲۹۰ کیلومتر مسیرش به پل خاتون سرخس می‌‌رسد شادابی گذشته خود را ازدست داده است وامروز کشف رود به یک رودخانه سرشار از فاضلاب و لجن و بوی گند و آلودگی‌های سرطان‌زا و سبزی‌های آلوده تبدیل شده است. فاضلاب صنعتی حاصل از فعالیت‌های شهرک صنعتی توس از تصفیه‌ خانه پرکندآباد، فاضلاب صنعتی بنگاه‌های آبکاری منطقه دهرود، صنایع پوست و چرم همت‌آباد و کارگاه‌های قالیشویی منطقه التیمور، فاضلاب خانگی تصفیه‌خانه اولنگ و پرکندآباد، زه‌آب‌های کشاورزی حاوی سموم و کودهای شیمیایی و فاضلاب‌های تصفیه ‌نشده مناطق مختلف مشهد از جمله آلودگی‌هایی است که در بستر این رود تخلیه می‌شوند. پانزده سال است که مسئولان و بوروکراسی دولتی همه این پدیده‌های دلخراش را می‌شناسند، ولی در کنار بی‌کفایتی و فساد خود کوچک‌ترین احساس مسئولیتی نسبت به نابودی زیست محیطی نشان نمی‌دهند.

 

سفید رود با تخلیه هزار و ۸۴۰ تن نیترات، فسفات و ۳۰۰ تن انواع حشره‌کش‌ها از آلوده‌ترین رودخانه‌های ایران در سواحل خزر است که به تنهایی بیش از پنج درصد بار آلودگی تخلیه شده است از سموم شیمیایی کشاورزی را در سواحل شمالی به خود اختصاص می‌دهد. کارشناسان بر این باورند که افزایش آلاینده‌های نفتی، میکروبی و کشاورزی، تعادل زیستی رودخانه سفیدرود را که یکی از مهم‌ترین آثار طبیعی ایران است به مخاطره انداخته است. تخلیه سالیانه یک هزار تن پساب ‌صنعتی و خانگی و انواع زباله‌های رهاشده روستایی و شهری، سفیدرود را به زباله‌‌دانی تبدیل کرده است و با انتقال این آلودگی‌ها به خزر، فاجعه زیست محیطی هر روز ابعاد گسترده‌تری می‌گیرد.

 

 در حال حاضر اکوسیستم طبیعی سفیدرود دچار تغییرات زیادی شده که علاوه بر خطر نابودی کامل رودخانه و گونه‌های متنوع آبزیان موجود در آن، اقتصاد و معیشت هزاران انسانی را که در حاشیه رودخانه سفیدرود زندگی می‌کنند نیز به خطرانداخته است. بروز پدیده‌هایی همچون توده‌های وسیع فیتوپلانکتونی که تبدیل به معضلی در دریای خزر شده و حیات آن را تهدید می‌کند، نشانگر میزان شدید آلودگی آب‌های ورودی به این دریا است که حجم وسیعی از این آلودگی به سفید رود بازمی‌گردد. آلاینده‌هایی که وارد آب رودخانه سفید رود می‌شوند سرشار از مواد آلی و غیر آلی هستند که معمولاً باعث افزایش جمعیت باکتری‌ها و جلبک‌های مزاحم می‌شوند که می‌توانند تعادل زیستی را در اکوسیستم‌های رودخانه‌ای با خطر مواجه سازند.

 

 افزایش باکتری‌ها و جلبک‌ها باعث افت شدید اکسیژن محلول در آب رودخانه سفیدرود شده و زمینه رشد موجودات بی‌هوازی را که گازهای سمی متان و هیدورژن سولفید تولید می‌کنند فراهم کرده است وعلاوه بر بوی تعفن شدید، مرگ این رودخانه را به همراه دارد. از سوی دیگر تجمع مواد آلاینده به ویژه عناصر سنگین در بدن آبزیان خصوصاً ماهیان بالغ، خطرات بسیار جدی برای انسان به همراه دارد و می‌تواند باعث بروز بیماری‌های خطرناکی برای انسان‌ها شود.

 

 رودخانه سفیدرود با تامین ۸۰درصد آب استان از جمله منابع آبی مهم گیلان به شمار می‌رود که از خارج استان سرچشمه می‌گیرد و آلودگی آن به هشت استان دیگر نیز انتقال می‌یابد. با چنین وضعی روشن است که در این منطقه فاضلاب‌های شهری و روستایی و صنعتی مناسب ایجاد نشده است. به‌علاوه رسوب‌زدایی و اقدامات قانونی و آموزشی در دستور فعالیت رژیم قرار ندارد و بنابراین، ادامه آلودگی شیمیایی و میکروبی آب و نیز باقی ماندن فلزات مانند جیوه و کروم و سرب حیات زیست‌بومی را به‌طور مداوم تخریب می‌کنند.(رجوع شود به خبرگزاری مهر در ۹/۷/۱۳۸۷)

 

 (مقاله کامل در تاربرگ رادیو زمانه می باشد)

ماهان شیشه چی ; ٩:٢٢ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۱٢/۱٩

مور یا مورچه

مور یا مورچه حشره‌ای اجتماعی است همانند زنبور عسل از راسته نازک‌بالان که در میانه‌های دورهٔ کرتاسه یعنی حدود ۱۱۰ تا ۱۳۰ میلیون سال پیش تکامل یافته‌است. امروزه بیش از ۱۲۰۰۰ گونه مورچه طبقه بندی شده‌اند و تخمین زده می‌شود این تعداد تا ۱۴۰۰۰ گونه نیز برسد. مورچه‌ها به راحتی از شاخک‏های آرنج دارشان و ساختار گره مانندشان و کمر باریکشان قابل شناسایی هستند.

اندازه اجتماع مورچه‌ها می‌تواند از چند ده مورچه شکارچی در یک حفره تا چند میلیون مورچه ساده و مورچه نازای ماده و طبقه‌ای از کارگرها و سربازها و سایر گروه‌ها را در یک محدوده جغرافیایی وسیع شامل شود.همچنین اجتماع مورچه‌ها شامل تعدادی نر دارای نطفه و همچنین یک یا چند ماده که توانایی بارور شدن دارند و ملکه نامیده می‌شوند، می‌شود.همچنین گاهی اجتماع مورچه‌ها یک ابرجامعه توصیف شده‌است ٬زیرا مورچه‌ها در آن با یکدیگر کار می‌کنند و از اجتماع خود دفاع می‌کنند...

 

 

مورچه‌ ای در حال مکیدن یک دانه شکر

تقریباً تمام مناطق کره زمین مورچه دارد. فقط مناطقی مانند جزایر دور افتاده و غیرقابل دسترسی استثنا هستند. مورچه به بیشتر محیط زیست‌های زمین چیره گشته‌است و در بیشتر محیط زیست‌ها توانایی زندگی دارد. این موجود ۱۵-۲۰٪ موجودات زنده خشکی‌زی زمین را تشکیل می‌دهد. علت موفقیت آنها به زندگی اجتماعی، توانایی بالای انطباق پذیری و توانایی تغییر دادن محیط زیستشان و بهره برداری از منابع و دفاع از یکدیگر برمی‌گردد. انواع مورچه‌ها به صورت‌های مختلفی مانند زندگی انگلی و برده‌داری، همزیستی مسالمت آمیز و … تکامل یافته‌اند.

جامعهٔ مورچه‌ها دارای سیستم تقسیم کار ٬ارتباط بین اشخاص و توانایی حل مشکلات پیچیده‌است.این ارتباطات در جوامع انسانی با مطالعه و مذهب و در طول زمان بوجود آمده‌است. مورچه‌ها قویترین حیوانات خشکی می‌باشند، چرا که می‌توانند چند برابر وزن خود بار حمل کنند، مطالعه در زندگی مورچه‌ها دانشمندان را به شگفتی واداشته‌است، چون وقتی آن‌ها انبار غذای بعضی از مورچه‌ها را بررسی کرده‌اند، با کمال تعجّب دیده‌اند آن‌ها، به طور دقیق دانه‌های جمع آوری شده را به طور منظّم در کنار هم قرار می‌دهند؛ آنها دانه‌های گندم را از وسط به دو نیم می‌کنند تا هنگام رسیدن رطوبت سبز نشود، ولی دانه‌های خربزه را به جای نصف به چهار قسمت تقسیم می‌کنند، زیرا می‌دانند که دانه‌های خربزه (تخم خربزه) اگر به دو نصف تقسیم شوند، باز هم قابلیت سبز شدن را دارند و به محض تماس با آب رشد خواهند کرد و لانهٔ مورچه‌ها را از بین خواهند برد [۱]

مورچه‌ها در تلاش و پشتکار و استقامت تا آن جا پیش رفته‌اند که برای ما انسانها ضرب المثل شده‌اند،    ما می‌توانیم از زندگی آن‌ها بیاموزیم: که هرگز ناامید نشویم، محتاط باشیم، با آرزو مانوس شویم، تمام توانمان را برای موفقیت بکار گیریم، قدر عمت‌های خدا را بدانیم ، صرفه جو باشیم، از کنار هم بودن لذت ببریم، با هم آینده را بسازیم، از تنهایی گریزان باشیم و منافع جمع را بر منافع خودمان ترجیح دهیم.

مورچه‌ها در سراسر دنیا وجود دارند و تعدادشان نیز بسیار زیاد است، در عین حال زندگی مورچه‌ها سرشار از فلسفه‌است.

در این مقاله چند نمونه از دلایل این امر را مرور می‌کنیم، زیرا بسیار قابل تامل است: مورچه‌ها در زندگی خود:

1.     بسیار پرتلاش اند.

2.     راه‌های گوناگونی را جستجو می‌کنند.

3.     از مانع عبور می‌کنند: هر اندازه بزرگ یا خطرناک باشد.

4.     اگر عبور از مانع ممکن نباشد، مانع را دور می‌زنند.

5.     تا به هدف شان نرسند، دست از راه رفتن برنمی دارند. حتی در سر بالائی‌ها، بیافتند، برمی خیزند و دوباره ادامه می‌دهند و بیشتر سعی و تلاش می‌کنند.

6.     با احتیاط هستند.

7.     اتحاد دارند و هیچ کدام تنها با دشمنان نمی‌جنگند.

8.     زندگی دسته جمعی دارند و هیچ مورچه‌ای تنها زندگی نمی‌کند.

9.     با هم و در کنار هم و با تقسیم کاری شگفت انگیزی زندگی می‌کنند.

10.                        روح صرفه جویی دارند. آنها هیچ وقت تمام آذوقه زمستانی خود را نمی‌خورند و همواره در لانه خود غذای چند سال آینده را آماده دارند. با این روش، در زمستان سرد و سخت، غذای کافی دارند.

11.                        عاشق آفتاب هستند. در زمستان، هنگامی که هوا آفتابی می‌شود، آنان بی درنگ از لانه گرم خود بیرون می‌آیند.

12.                        در اثر ممارست آنقدر ورزیده شده‌اند که می‌گویند : «مورچه»‌ها قوی ترین موجودات روی زمین هستند، زیراکه چندین برابر وزن خود را می‌توانند از روی زمین بلند کند.[۲] آدرس این مطلب در سایت تبیان، [۳]

خیلی از تمدن‌های انسانی از مورچه‌ها در مراسم مذهبی در تغذیه و موارد پزشکی سود می‌جویند. البته گاهی توانایی آنها برای استفاده از منابع باعث تعارض آنها با انسان‏ها شده‌است.آنها می‌توانند به محصولات کشاورزی صدمه زده و وارد خانه‌ها شوند.بعضی از انواع مورچه‌ها مثل مورچه قرمز آتشین خودشان را از وقتی که به موضوعات جدید رساندند(مثل کابلهای برق)، مطرح کردند.

 

 

لانه مورچه‌ها زیر خاک

 

برخی از انواع مورچه [ویرایش]

  • مورچه خرمن چین
  • مورچه شیردوش یا گله‌دار
  • مورچه‌های باغبان
  • مورچه‌های آسیابان
  • مورچه فرعون:یکی از انواع مورچه‌ها که تقریبا در تمام جهان زندگی می‌کند و به رنگ زرد یا قرمز است و در خانه‌ها زندگی می‌کند مورچهٔ فرعون است.این مورچه‌ها اولین بار در مصر دیده شد و برای همین به مورچهٔ فرعون معروف است.این مورچه در دیوارها زندگی می‌کنند و از غذاهای چرب بیشتر ای غذاهای گیاهیاستفاده می‌کند.از بین بردن آنها نیز بسیار سخت است زیرا در دیوارها نیز لانه دارند.
  • مورچه آتشی سرخ: با نام علمی Solenopsis invicta، که بومی آمریکای جنوبی است، با احساس خطر بر روی آب، دست به دست هم داده و از گروه خود، قایقی درست می‌کنند که می‌تواند وزن‌های سنگینی را حمل کند.[۴]

 

مور یا مورچه حشره‌ای اجتماعی است همانند زنبور عسل از راسته نازک‌بالان که در میانه‌های دورهٔ کرتاسه یعنی حدود ۱۱۰ تا ۱۳۰ میلیون سال پیش تکامل یافته‌است. امروزه بیش از ۱۲۰۰۰ گونه مورچه طبقه بندی شده‌اند و تخمین زده می‌شود این تعداد تا ۱۴۰۰۰ گونه نیز برسد. مورچه‌ها به راحتی از شاخک‏های آرنج دارشان و ساختار گره مانندشان و کمر باریکشان قابل شناسایی هستند.

اندازه اجتماع مورچه‌ها می‌تواند از چند ده مورچه شکارچی در یک حفره تا چند میلیون مورچه ساده و مورچه نازای ماده و طبقه‌ای از کارگرها و سربازها و سایر گروه‌ها را در یک محدوده جغرافیایی وسیع شامل شود.همچنین اجتماع مورچه‌ها شامل تعدادی نر دارای نطفه و همچنین یک یا چند ماده که توانایی بارور شدن دارند و ملکه نامیده می‌شوند، می‌شود.همچنین گاهی اجتماع مورچه‌ها یک ابرجامعه توصیف شده‌است ٬زیرا مورچه‌ها در آن با یکدیگر کار می‌کنند و از اجتماع خود دفاع می‌کنند...

 

 

مورچه‌ ای در حال مکیدن یک دانه شکر

تقریباً تمام مناطق کره زمین مورچه دارد. فقط مناطقی مانند جزایر دور افتاده و غیرقابل دسترسی استثنا هستند. مورچه به بیشتر محیط زیست‌های زمین چیره گشته‌است و در بیشتر محیط زیست‌ها توانایی زندگی دارد. این موجود ۱۵-۲۰٪ موجودات زنده خشکی‌زی زمین را تشکیل می‌دهد. علت موفقیت آنها به زندگی اجتماعی، توانایی بالای انطباق پذیری و توانایی تغییر دادن محیط زیستشان و بهره برداری از منابع و دفاع از یکدیگر برمی‌گردد. انواع مورچه‌ها به صورت‌های مختلفی مانند زندگی انگلی و برده‌داری، همزیستی مسالمت آمیز و … تکامل یافته‌اند.

جامعهٔ مورچه‌ها دارای سیستم تقسیم کار ٬ارتباط بین اشخاص و توانایی حل مشکلات پیچیده‌است.این ارتباطات در جوامع انسانی با مطالعه و مذهب و در طول زمان بوجود آمده‌است. مورچه‌ها قویترین حیوانات خشکی می‌باشند، چرا که می‌توانند چند برابر وزن خود بار حمل کنند، مطالعه در زندگی مورچه‌ها دانشمندان را به شگفتی واداشته‌است، چون وقتی آن‌ها انبار غذای بعضی از مورچه‌ها را بررسی کرده‌اند، با کمال تعجّب دیده‌اند آن‌ها، به طور دقیق دانه‌های جمع آوری شده را به طور منظّم در کنار هم قرار می‌دهند؛ آنها دانه‌های گندم را از وسط به دو نیم می‌کنند تا هنگام رسیدن رطوبت سبز نشود، ولی دانه‌های خربزه را به جای نصف به چهار قسمت تقسیم می‌کنند، زیرا می‌دانند که دانه‌های خربزه (تخم خربزه) اگر به دو نصف تقسیم شوند، باز هم قابلیت سبز شدن را دارند و به محض تماس با آب رشد خواهند کرد و لانهٔ مورچه‌ها را از بین خواهند برد [۱]

مورچه‌ها در تلاش و پشتکار و استقامت تا آن جا پیش رفته‌اند که برای ما انسانها ضرب المثل شده‌اند،    ما می‌توانیم از زندگی آن‌ها بیاموزیم: که هرگز ناامید نشویم، محتاط باشیم، با آرزو مانوس شویم، تمام توانمان را برای موفقیت بکار گیریم، قدر عمت‌های خدا را بدانیم ، صرفه جو باشیم، از کنار هم بودن لذت ببریم، با هم آینده را بسازیم، از تنهایی گریزان باشیم و منافع جمع را بر منافع خودمان ترجیح دهیم.

مورچه‌ها در سراسر دنیا وجود دارند و تعدادشان نیز بسیار زیاد است، در عین حال زندگی مورچه‌ها سرشار از فلسفه‌است.

در این مقاله چند نمونه از دلایل این امر را مرور می‌کنیم، زیرا بسیار قابل تامل است: مورچه‌ها در زندگی خود:

1.     بسیار پرتلاش اند.

2.     راه‌های گوناگونی را جستجو می‌کنند.

3.     از مانع عبور می‌کنند: هر اندازه بزرگ یا خطرناک باشد.

4.     اگر عبور از مانع ممکن نباشد، مانع را دور می‌زنند.

5.     تا به هدف شان نرسند، دست از راه رفتن برنمی دارند. حتی در سر بالائی‌ها، بیافتند، برمی خیزند و دوباره ادامه می‌دهند و بیشتر سعی و تلاش می‌کنند.

6.     با احتیاط هستند.

7.     اتحاد دارند و هیچ کدام تنها با دشمنان نمی‌جنگند.

8.     زندگی دسته جمعی دارند و هیچ مورچه‌ای تنها زندگی نمی‌کند.

9.     با هم و در کنار هم و با تقسیم کاری شگفت انگیزی زندگی می‌کنند.

10.                        روح صرفه جویی دارند. آنها هیچ وقت تمام آذوقه زمستانی خود را نمی‌خورند و همواره در لانه خود غذای چند سال آینده را آماده دارند. با این روش، در زمستان سرد و سخت، غذای کافی دارند.

11.                        عاشق آفتاب هستند. در زمستان، هنگامی که هوا آفتابی می‌شود، آنان بی درنگ از لانه گرم خود بیرون می‌آیند.

12.                        در اثر ممارست آنقدر ورزیده شده‌اند که می‌گویند : «مورچه»‌ها قوی ترین موجودات روی زمین هستند، زیراکه چندین برابر وزن خود را می‌توانند از روی زمین بلند کند.[۲] آدرس این مطلب در سایت تبیان، [۳]

خیلی از تمدن‌های انسانی از مورچه‌ها در مراسم مذهبی در تغذیه و موارد پزشکی سود می‌جویند. البته گاهی توانایی آنها برای استفاده از منابع باعث تعارض آنها با انسان‏ها شده‌است.آنها می‌توانند به محصولات کشاورزی صدمه زده و وارد خانه‌ها شوند.بعضی از انواع مورچه‌ها مثل مورچه قرمز آتشین خودشان را از وقتی که به موضوعات جدید رساندند(مثل کابلهای برق)، مطرح کردند.

 

 

لانه مورچه‌ها زیر خاک

 

ماهان شیشه چی ; ۱:٢٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱۱/٢٢

عنکبوت

عنکبوت‌ (تارتنک یا کارتنک یا تاربافک، (به فارسی افغانستان: جولاه یا جولاهی)) جانور بی مهرهٔ شکارگری است که دارای بدنی دوبخشی و هشت پا است. عنکبوت‌ها فاقد بخش‌های جوندهٔ دهان و بال‌اند. آنها در راستهٔ عنکبوت‌ها طبقه‌بندی می‌شوند که

خود یکی از چند راستهٔ ردهٔ بزرگتر عنکبوتیان (تاربافان) است. ردهٔ تاربافان دربردارندهٔ گونه‌هایی چون گزدم و کنهاست.

 

همهٔ عنکبوتان تار می‌تنند که معمولاً به صورت رشته‌ای پروتئینی از غده‌های تارتنِ انتهای شکم ایشان ترشح می‌شود. بسیاری از گونه‌ها از تار برای شکار استفاده می‌کنند. به این صورت که توری یا پرده‌ای می‌تنند که حشرات در آن به دام می‌افتند ولی گونه‌های فراوانی هم هستند که آزاد شکار می‌کنند. از تار در بالارفتن از جایی، ایجاد دیوارهای هموار در لانه‌های زیرزمینی، ساختن ساک تخم، درپیچیدن صید، و نگاهداری موقت اسپرم، و خیلی کارهای دیگر استفاده می‌شود. اکثر گونه‌های عنکبوت بسیار سمی و خطرناک هستند و ذهرشان آنقدر قوی است که می‌توانند یک انسان بکشند. خطرناک ترین گونه‌های عنکبوت عبارتند از عنکبوت گولیات گنجشک خوار، عنکبوت بیوه سیاه، عنکبوت گرگی خالدار، عنکبوت تورقیفی سیدنی، رتیل قهوه‌ای و... از گونه‌ها ی خطر ناک عنکبوت هستند.

ماهان شیشه چی ; ۱:٢٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱۱/٢٢

دریاجه ی نمک خور

دریاچه نمک خور
محسن ادیب

نام انگلیسی :  khour salt lake    

نام فارسی :  دریاچه نمک خور 

 

 

دریاچه نمک خور واقع در موقعیت جغرافیایی 15/55 درجه  تا 15/56 درجه شرقی و 30/33 تا 30/34 درجه شمالی بزرگترین دریاچه فصلی  نمک جهان (پلایا) می باشد . این دریاچه در قسمت مرکزی تا جنوبی کویر مرکزی ایران گسترش دارد . ارتفاع این دریاچه از سطح آبهای آزاد به طور متوسط 707 متر می باشد. و جزو کم ارتفاعترین نقاط در فلات ایران محسوب می شود .عمق نمک در این دریاچه بر خلاف سایر دریاچه های نمک مشابه در فلات مرکزی ایران بسیار نازک بوده که از 5 سانتیمتر تا 10 متر متغیر است . علت این تفاوت حرکت دائمی سفره های آبهای شور زیرزمینی و لجن های سیاه لایه های زیرین می باشد که از شکل گیری و تراکم پلتفرمهای نمکی جلوگیری میکند (کتاب کویرهای ایران). زمینهای اطراف این دریاچه در مناطق غربی , شرقی و شمالی بشدت باتلاقی با درصد چسبندگی زیاد و در مناطق جنوبی به صورت زمینهای پف کرده می باشد .

آب و هوای منطقه بسیار گرم و خشک و میزان ریزش باران در دریاچه به صورت میانگین 20 میلیمتر در سال می باشد . در هنگام بارش و  ورود سیلابهای زمینهای اطراف به دریاچه  سطحی از آب سطح دریاچه را فرا می گیرد .هرز آبهای ورودی به دلیل شوری کویرهای اطراف اشباع از نمک هستند و به دلیل گرمی بالای هوا به سرعت تبخیر شده نمک خود را در دریاچه باقی می گذارند . دمای هوا در گرمترین زمان به 55 درجه و در سرد ترین زمان (شب) به 25 درجه می رسد . میزان رطوبت هوا در فصول گرم در حدود بسیار ناچیزی کاهش می یابد . اختلاف زیاد درجه حرارت در روز و شب باعث شکسته شدن لایه نمک سطحی گشته و لایه های مرطوب زیرین از شکستهای ایجاد شده رطوبت خود را از دست می دهند که این عامل باعث شکل گیری چندضلعیهای نمکی (پلتفورم های نمکی) می گردد . همچنین حرکت لجنهای سیاه لایه های زیرین در این شکل گیری ها موثر است.

این کویر از دو چاله شمالی و جنوبی تشکیل شده که وسعت چاله جنوبی 3 برابر بزرگتر از چاله شمالی می باشد.ارتفاع از سطح دریا در چاله شمالی 15 متر بیش از چاله جنوبی می باشد. 20% سطح چاله شمالی را نمک سیاه تشکیل میدهد (کویر طبقه) در حالی که در چاله جنوبی این سطح تنها 5% می باشد. علت ایجاد اشکال تیز و انفجاری نمک سیاه در این منطقه به شرح زیر است. نمک سفید اشعه مادون قرمز خورشید را از خود عبور میدهد. بهترین سطح برای جذب این اشعه لجنهای سیاه رنگ لایه های زیرین است. این لجنها در اثر جذب این اشعه گرم می شوند و حالت انبساطی پیدا کرده و با فشاری که بر لایه های سطحی می آورند باعث شکسته شدن لایه های سطحی و خروج آنها از زمین به سطح کویر می شوند. این لجنهای سیاه پس از خشک شدن در اثر فرسایش بادی و باران اشکال تیز و برنده ای تشکیل میدهند که عملا حرکت خودرو و چهار پایان بر روی آنها را غیر ممکن می کند.

این دریاچه در فصول بارش به صورت مخلوطی از گل رس و نمک در می آید و در فصول خشک به صورت دریایی سفید از نمک تبدیل می شود . فشردگی نمک در لایه های زیرین رانندگی بر روی قسمتهایی از این دریاچه را بسیار سهل و آسان کرده است . در سالهای اخیر مطالعاتی جهت استخراج پتاس از این دریاچه صورت گرفته است که در صورت عملی شدن , این دریاچه را به بزرگترین معدن پتاس در جهان تبدیل خواهد کرد .

در سالهای اخیر و با رونق صنعت اکوتوریسم در ایران , قسمتهای جنوبی دریاچه مورد بازدید طبیعتگردان قرار می گیرد .

در زمانهای گذشته جاده  عروسان به حلوان از این دریاچه می گذشته که سون هدین کویرنورد بزرگ سویدی نیز در کتاب کویرهای ایران به آن اشاره کرده است ولی به دلیل اشاره بومی های منطقه به خطرناک بودن مسیر , از عبور  صرفنظر می کند .

راه های ورود به منطقه : مسیر اول مسیر آسفالته شهرستان خور به طبس بعد از طی مسافت 50 کیلومتر به قسمت جنوبی دریاچه می رسد . به علت باتلاقی بودن زمینهای اطراف و گاه خود دریاچه مسیر دیگری پبشنهاد نمی گردد .  در صورتای که قصد حرکت با خودرو بر روی دریاچه را دارید حتما از راهنمای محلی استفاده کنید .

 

 

 

 
       
 
 
 
تصاویر

دریاچه نمک خور

کویر طبقه - دریاچه نمک خور

ماهان شیشه چی ; ۱:۱۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱۱/٢٢

دریاچه بختگان

این دریاچه زیستگاه زمستانه پرندگانی است که از روسیه و دشتهای سیبری به ایران

دریاجه ی بختگان
نمایی از دریاچه بختگان٬بهمن‌ماه ۹۰
نوع دریاچه دریاچه نمکی
ورودی اولیه کر
کشور منشا ایران
 
مساحت سطح ۳۵۰۰ کیلومتر مربع
 
جزیره‌ها جزیره مناک

مهاجرت می‌کردند (مانند فلامینگو، درنا، کبوتر دریایی، آب‌چلیک، مرغابی، غاز و...) که همگی در حفظ بوم‌ساختار و محیط زیست نقش بسیار ارزنده‌ای داشتنند.[۱] دریاچه بختگان، باعث افزایش رطوبت هوا می‌شد و، بعلت بلند بودن ارتفاع کوه‌های پیرامون نی‌ریز، رطوبت حاصله در هوای همان منطقه باقی مانده و باعث ثمردهی درختان انجیر، بادام، رز و زیتون در کوه‌ها می‌گردید که می‌توان به نوعی آن را آبیاری مصنوعی کوه‌ها نامید.

منشا آب دریاچه

رودخانهٔ کوچک «سیوند» در دره‌ای به نام «سیوند» (یا «تنگه بلاغی») جریان دارد منشا این دریاچه بود. «سیوند» نام روستایی بزرگ و خوش‌آب و هوا در مسیر راه شیراز به اصفهان (در میانه راه تخت جمشید به پاسارگاد در شهرستان مرودشت) می‌باشد. سیلاب رود «سیوند» در انتهای مسیر خود به رود کُر پیوسته و از آن جا به دریاچه «بختگان» می‌ریزد.

 

دریاچهٔ بختگان (به همراه دریاچه طشک در شمال و دریاچهٔ مهارلو در غرب آن). نگاره توسط خدمهٔ شاتل فضایی دیسکاوری، مأموریت اس‌تی‌اس-۹۲. تاریخ: ۱۰/۲۲/۲۰۰۰.

 

خشک شدن دریاچه

در پی کاهش ورودی آب رودخانه کر به دریاچه بختگان (مقداری از آب کُر در گذشته به دلیل ساختن سد درودزن کم شده‌است)، ورودی آب دریاچه تنها محدود به سیلاب‌های منطقه (آباده طشک، شهرستان بختگان، خیر، نیریز، خرامه و ارسنجان) گردید.

در این میان پس از ساختن سد سیوند بر روی رود سیوند (در تنگه بلاغی، دیگر سیلاب رودخانه «سیوند» هم به رود «کر» نرسید و در نتیجه به دریاچه نیریز نمی‌ریزد.

اثرات زیست‌محیطی

به دنبال این رویداد، پیوستگی میان دو دریاچه طشک و بختگان برای همیشه از بین رفته و نتیجه آن خشک شدن دریاچه بختگان بود و اندکی پس از آن دریاچه طشک هم به خاموشی فرو خواهد رفت؛ چرا که هم اکنون شوری دریاچه طشک به ۱۲۰۰ واحد رسیده‌است که حدود ۴ برابر سال‌های پرآب گذشته می‌باشد.

قبل از این پیش بینی شده بود که فاجعه‌ای زیست محیطی برای بختگان رخ خواهد داد.[۲] چاه‌های پیرامون دریاچه، نخست شور (همانگونه که برخی از آن‌ها هم اکنون شده‌اند) و پس از آن تلخ خواهند شد (یعنی زه دریاچه را خواهند کشید). بدین ترتیب آب موجود نه تنها دیگر کوچکترین سودی برای کشاورزی نخواهد داشت بلکه در آینده باعث ناباروری زمین‌های کشاورزی هم خواهد شد که گاهی برای بازیافت آن‌ها چندین ده سال لازم است.

از سوی دیگر، با خشکی دریاچه، دیگر بخار آبی از دریاچه برنخواهد خواست و در نتیجه محصولات کوهی نیریز واستهبان (به ویژه انجیر و بادام) به شدت کاهش خواهد یافت.[۳]

روی دیگر فاجعه، زمین‌های شوره‌زاری است که به جای دریاچه به چشم می‌خورد و با وزش هر نسیمی، نمک‌های آن همچون پرده‌ای بر روی زمین‌های کشاورزی کشیده می‌شود و حتی اگر آبی از چشمه‌سارها برای زمین‌ها باقی مانده باشد دیگر زمین‌های شوره‌زار استعداد چندانی برای شکوفایی ندارند. گذشته از این، نمک‌های بادآورده برای تندرستی انسان‌های ساکن اطراف و جانوران اهلی و وحشی هم زیان‌آور است و بیماری‌های پوستی، ریوی و چشمی افزایش می‌یابد.

با خشک شدن دریاچه بختگان، پرندگان مهاجر و کوچ کننده هم دیگر به سوی بختگان نیامده، در نتیجه اکوسیستم بهم خورده و کویر، به‌عنوان مهمان ناخوانده، به معنای حقیقی آن واقعیت تلخ منطقه شد.[۳] که البته برخی از آنان دریاچه پشت سد را برای زندگی برگزیده‌اند. پیش از سد سیوند آب رود (سیوند) به بیرون از ایران یا شن‌زارهای بی‌حاصل کویر لوت نمی‌رود که به هدر رفته باشد. در واقع این سد آبی را که در دریاچه بختگان گرد می‌آمد و در کشاورزی و دیم‌کاری و دامپروری به کار می‌رفت به پشت سد سیوند منتقل کرد و به کشاورزان و مردم دیگری داد. یعنی تقریباً کاری عبث و بیهوده.

دیده بان محیط زیست ایران تعداد ۲۰۰۰ جوجه فلامینگو در میان نمکزارهای دریاچه بختگان تلف شدند.

منابع

  1. فضل بن نی‌ریزی و زادگاه او، محمد علی پیشاهنگ
  2. گزارش سازمان آب‌های زیرزمینی فارس، مهندس محمد موسوی
  3. ۳٫۰ ۳٫۱ گزارش سازمان آب‌های زیرزمینی فارس، مهندس محمد موسوی.
  1. ماهنامه آناهید، شماره ۷، شهریور ۸۴.
  2. روزنامه عصر مردم، ۱۷ شهریور ۸۴.
  3. سایت ایران امروز، دکتر علی حصوری، ۱۵/۶/۸۴.
  4. خبرگزاری مهر دریاچه بختگان کاملا خشک شد.

ماهان شیشه چی ; ۱:٠٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱۱/٢٢

غار بره زرد

 

غار بره زرد

 

غار بره زرد یا کنا تاریکه ( کنانام) : در ارتفاعات سیوان کوه بدره و در فاصله ی 35 کیلو متری مسیر ایلام به دره شهر قرار دارد . این غار یک حو ضچه ی آبی ، پرده های سنگی ، صد ها ستون و مجسمه ی استالاکتیتی و واستالاگمیتی دارد. تالارها ، چاه ها ،دهلیز ها ، دالان های متعددی از لحاظ ورود به غار تا عمق 350 متری نظر هر بیننده ای را به خود جاب می کند . سردی هوای داخل غار موجب شده است که در طول سال هیچ نوع جانوری در آن زندگی نکند ! ارتفاع بعضی از تالار های داخل غار به 12 متر می ر سد.

 

دهانه ی ورودی غار آن قدر تنگ است که فقط یک نفر به صورت سینه خیز می تواند عبور کند ! برای دستیابی به آن غار باید یا از طریق جاده خاکی مله پنجاب به باریکاب که فقط خودرو های کوهستان رو و شاسی بلند می توانند رفت و آمد کنند و در مقصد یعنی باریکاب ماشین پارک کنید و حدود 45 دقیقه کوهنوردی به غار می رسید . مسیر دیگر همان جاده ی ایلام دره سهر است که در روستای زیفل یا پاکل گراب پیاده می شوید و پس از حدود 3 ساعت یا بیش تر کوهنوردی به غار بره زرد می رسید .

 

منبع : روابط عمومی انجمن کوهنوردان ایران – نمایندگی ایلام           

 

ماهان شیشه چی ; ٧:۱٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٩/٩

چشم گربه در حال خشک شدن است

من در این متن درباره ی دریاچه ای نوشته ام که در شمال غرب کشور و در استان اذربایجان غربی قرار دارد که نام ان دریاچه ارومیه است .   

Uromia_07.jpgUromia_14.jpgUromia_09.jpg

میدانیم که دریاچه ی ارومیه در حال خشک شدن است اگر این دریاچه خشک شود در واقع کوتاهترین راه بین اذربایجان شرقی و غربی از بین میرود. 64232317338496.jpg

البته در قدیم اگرمیخوستند ازاذربایجان غربی به شرقی بروند باید دریاچه را دور میزدند . به این علت دریاچه را به دو قسمت شمالی و جنوبی تقسیم کردند و همین کار روی اب دریاچه تاثیر گذاشت و یکی از دلایل خشک شدن دریاچه شد. دریاچه ی ارومیه یکی از بزرگترین دریاچه های شور جهان و مشهورترین دریاچه ی ایران میباشد. شاید نخواهید این را بدانید اما هر دو روز یک سانتیمتر از عمق این دریاچه کم میشود و کم کم دچار سرنوشت دریاچه ی ارال در روسیه میشود

ماهان شیشه چی ; ۱٠:۳٩ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/٦/٢٢

مراقب آب های آلوده باشید !!!!!!

مراقب آب های آلوده باشید !!!!!!

برای نوشیدن آب های موجود در طبیعت که ممکن است ظاهر پاک و زلال داشته باشند باید حتما از پاکیزه بودن و قابل شرب بودن آن مطمئن شد.آبهای آلوده ممکن است به انواع میکروب ها و ویروس های خطرناک مثل هپاتیت نوع A آلوده باشند.

موارد آلودگی درآب های ساکن ،مرداب ها،برکه ها،آبگیر های فصلی ممکن است وجود داشته باشد.رودخانه ها وجویبار هایی که از مجاورت شهر ها و یا از میان روستاها عبور میکنند ممکن است حامل فاضلاب و انواع پس آب کارخانه ها و سا یر مواد آلاینده باشند.

چشمه هایی که در مجاورت و پایین دست پناهگاه های کوه نوردی که دارای سرویس بهداشتی هستند احتمال آلودگی وجود دارد .

آبشار ها حتی در مناطق دور دست که از مسیر جریان آب های آن ها اطلاعی نداریم ممکن است در مسیر آن ها لاشه ی حیوانات مرده و.... قرار داشته باشد. اخیرا جمعی از کوه نوردان که به قصد صعود دیواره ی اخلمد خراسان رفته بودند با نوشیدن از آب رود خانه ای که از ریزش آبشاری در آن منطقه جاری است همگی مسمو شدند هم چنین بعضی از سنگ نوردان که در منطقه ی دیواره ی پل خواب تمرن میکنند میگویند با استفاده از آب های آن منطقه که از رود خانه تهیه میشود آلودگی هایی به هپاتیت A ایجاد شده است.

ماهان شیشه چی ; ٩:٠٩ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٥/۳۱

نام نادرست " خزر " را از دریا ی شمال ایران بزداییم

نام نادرست " خزر " را از دریا ی شمال ایران بزداییم.

خزر ها یکی از حکومت هایی هستند که در شمال قفقاز نزدیک به 500 تا 600 سال همسا یه ی تاریخی ایران بودند.

از اقوام آلتایی هستند . خزر ها باز مانده ی قوم " هون " هستند که از شمال چین یک حرکت بزرگ را آغاز کردند. تا به قلب اروپا رسیدند.خزر ها بخشی از قوم هون هستند که در این حرکت بزرگ، در قفقاز شمالی یا جنوب روسیه ی امروزی ،ماندگار شدند این مهاجم و هم مرز با ایران،همواره پدید آور درگیری های مرزی بودند. دژ دربند ،دز سنگی و استوار دربند تنها برای پیشگیری از چنین تازش هایی ساخه شد.این دز استوارمقعیت جغرافیایی ویزه ای دارد که هم کوه است و هم دریا. شهر یک شاه نشین دارد که بر بلندی هاست و از این شاه نشین دیوار های دژ تا به درون دریای مازندران کشیده شده است.ارتفاع دیواره های دزتا به 12 متر میرسیده و پهنایی 6تا7 متری و در جاهایی 10تا12متری هم میرسیده است تا سوار کار به آسانی بتواند از رویش گذر کند.این دیواره ها چندین متر درون دریا کشیده شده است.

واژه ی خزر هیچ معنایی ندارد جز یاداوری قوم مهاجم خزر .در 150 سال کنونی برخی خواسته اند واژه ها را ترکی کنند،نمونه ی آن دریای شمال ایران است که همواره به نام مردمان ایرانی که در کنارش میزیسته اند،دریای "مازندران" ،"آبسکون" ،"تبرستان" ،"تپورستان" و "کاسپی" خوانده شده است.اصلا واژه ی خزر هیچ پیشینه ی تاریخی ای نداردو بهتر است ان را دریای "مازندران" و یا "کاسپی" بنامیم زیرا هر دوی این نام ها هم ایرانی هستند و هم پیشینه ی تاریخی دارند.

ماهان شیشه چی ; ۸:٢۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٥/۱۳

غار میر ملاس در سرا شیبی نابودی

غار میر ملاس در سرا شیبی نابودی

پس از انکه نام میرملاس و نگاره های آن بر سر زبان ها افتاد ، بسییاری بر آن شدند تا از این میراث گرانبها دیدن کنند . به دلیل آنکه هیچ کاری برای نگهداری از این غار نشده است ، هر کس که به آنجا رفته است ، تا جایی که توانسته به این نگاره ها آسیب زده اند تا آنجا که دیگر چیزی از این نگاره ها بر جای نمانده است . هر کس با هر آنچه  که در دست داشته ، از زغال و رنگ های اسپری گرفته ، تا تیشه ، کلنگ ، چاقو و سیخ ، تلاش کرده تا یک یادگاری از خود بر روی نگاره ها بر جای بگذارد . از این رو تنها چیزی که بر جای نمانده همان نگارهاهستند . بنابراین بسیاری از این آثار نابود شده اند .

این در حالی است که یونسکو درباره ی سنگ نگاره ها چنین می گوید : 1) هرگز آن ها را لمس یا خیس نکنید. 2 ) هرگز روی آن ها اثر نگذارید و چیزی نیفزایید . 3) روی آن ها راه نروید . 4) همانگونه که هستند بگذارید تا بمانند . 5 ) تنها از آن ها عکس بکیرید .

در 35 کیلو متری شهرستان کوهدشت ،ودر راهی که به سوی شمال شرقی میرود ،بر بالای کوه "سرسرخین"غاری به نام میرملاس وجود داردکه امروزه بخش بیرونی آن فروریخته و تنها سایبانی از آن بر جای مانده است . بر روی دیواره های سنگی این غار فبرای نخستین بار در ایران رنگین نگاره هایی یاقت شد که پیشینه ی آن به 12هزار سال میرسد . این نگاره ها به رنگ قرمز ،صورتی،سیاه و اندکی زرد هستند.اندازه ی هرکدام از آن ها 10تا30 سانتیمتر است. این نگاره ها ، صحنه هایی از شکار ، رزم، در گیریف و کارهای روز مره را به نمایش میگذارد.نقش های جانورانی چون گوزنف بزکوهی ، گاو ، سگ ، روباه و به ویژه اسب بر روی سنگ های غار میرملاس بسیار دیده میشود. در یکی از نگاره ها سواری در هنگام شکار گوزن و در حالی که دست خود را بالا برده است دیده میشود.نگاره های میرملاس نمایانگر زندگی مردم پیش از خشک شدن دره ها و هنگامی است که هنوز جلگه ها و پستی ها برای پایین آمدن انسان ها از بلندی ها و کوه ها آماده نبوده اند.هر چنداین نگاره ها ساده و نخستینند ،اما میتوان روح هنری روان در آن ها را به روشنی در یافت.گر چه ارزش آنها بیشتر به دلیل پیام هایی است که از گذشتگان ما میرسانن ،نه هنری بودنشان .

بی گمان غار میرملاس در کنار نگاره های "هومیان"که آن ها نیز در همان نزدیکی ها هستند، رمز و راز بسیاری را در خود پنهان کرده و گویای شادی و اندوه مردمانی هستند کهدر هزاره های پیش ، در آن جا میزیسته اند و دسترنج سرپنجه ی هنرمندانه شان بر سنگ های سختف پس از گذشت 12هزار سال همچنان پا بر جا مانده است . غار میرملاس پس از غار" لاسکو"و"کرکس" سومین غاری است که در جهان نگاره هایی رنگین بر روی دیواره های خود دارد.

با ذیذن آنچه بر سر نگاره های میرملاس امده است، انسان با خود می اندیشد" که چرا باید نگه داری از این میراث 12هزار ساله بشری به دست فراموشی سپرده شود تا امروزه دیگر چیزی از آن بر جای نماند؟"

برگرفته از هفته نامه ی خبری گردشگری امرداد

ماهان شیشه چی ; ٤:۳٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٥/۸

غار های ایران

غارکُهَک


دهانه ی این غار تقریبا قطر 70سانتی متر است، ابتدای وردی دیواره ای است چاه مانند ،در حدود 8متر که باید با استفاده از طناب و فن کوهنوردی پایین رفت.

مکان:غار کهک با 350 مترطول ،پس از شهرستان قم ،بین سلفچکان و دلیجان ،در جاده ی فرعی _حسین آباد وکهک ،با پرتگاه های زیاد یکی از دیدنی ترین غار های ایران به شمار میرود.

غار شاپور

در راه شیراز به کازرون و در غار شاپور هیکل بزرگ شاپور در دهانه ی این غار است .تاجی بر سر دارد و از بزرگی و شکوه امپراطوری ایران حکایت میکند . انگار که آوای یورش ارتش ایران ، که گاه تا روم و یونان فرمان می راند ، به گوش میرسد . انگار که امپراتور روم در همین محل به اسارت سپاه ایران در آمده است . شاپور اوّل در جنگ با رومیان (والرین) امپراتور روم را با هفتاد هزار نفر از لشکریانش به اسارت گرقت .

کتیبه های سنگی

غارعلی صدر

 این غار به غار علی صدر معروف است اما به آن علی سعد و علی سرد هم میگویند اما نام غار علی سرد به واقعیت نزدیک تر است ، زیرا که در روستایی با همین نام واقع شده است .این غار  از بزرگترین غار های دریاچه دارجهان میباشد و میتوان 2010متر روی آب های آن قایق رانی کرد که ، در جهان درازترین مسیر دریایی در تمام غار ها است.

غار کرفتو

غار کرفتو در اطراف شهر سقز در استان کردستان واقع است.اصل غار طبیعی است، در درازای آن حدود 700 متر است .قسمت مصنوعی غار درچهار طبقه دستکار آدمی است.در سر یکی از این اتاق ها کتیبه ای به زبان یونانی است گویا نوشته اند این جا هرکول سکونت دارد باشد که پلیدی در آن راه نیابد .این جاست که بی تفاوت دیدن و گذشتن صحیح نیست.

غار رود افشان

این غار در نزدیک تهران ودر جاده ی فیروز کوه ودر روستای رود افشان واقع است.بزرگ ترین تالار شناخته شده در غار های ایران در دهانه و ابتدای ورود به این غار دیده میشود. بی تالار اول ودوم یک دیوار سنگ چین بنا شده است که شاید محلی برای نگه داری حیوانات متعلق به انسان های غار نشین بوده است. این غار تالار سومی هم دارد که به دالانی دراز میپیوندد و با پیمایش حدود 50 متر دیگر یک چکیده ی غول آسا مشاهده میشود . مسیر اصلی غار را 550 متر نوشته اند . دراین مسیر پله کانی است که به دخمه ی آناهیتا میرسد. این غار دارای پرتگاه های فراوانی است که در هنگام بازدید باید به آنها توجه داشت.

غار یخ مراد

غار یخ مراد در جاده تهران –چا لوس، نر سیده به گچسر ،روستای شاه پل ، سپس روستا ی کهنه ده از توا بع کرج واقع است. این غار در زمانهای بسیار دور ،زیر دریا قرار داشته و از پر پیچ وخم ترین غار های کشور است . اهالی محل عقید ه دارند که یخهای غار بیماران را شفا میدهد . به همین دلیل یخ مراد نام گرفته است در انتهای غار ،حو ضچه ای تقریبا دایمی از یخ وجود دارد .

یخهای غار ،در فصل های پاییز وزمستان تا ابتدای بهار تو لید میشود وبه جهت فرو افتادن قطره های اب ویخ بستن انها ، چکیده ها،چکنده ها وستون های یخی بسیار قشنگی پدیدار می گردد ،علاوه بر چشم نوازی ،درتابش نور چراغ قوه ها چون چلچراغهای پر زرق وبرق می درخشند.

غار یخ مراد دربخشهایی جهار طبقه است.

این غار دارای تالارها وپرتگاه های متعدد است.

بر گرفته از کتاب غار نورد کوچولو

ماهان شیشه چی ; ۱٠:۱٢ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/٤/۱۸

جشن تیرگان

جشن تیرگان

 

جشن تیرگان ،‌از جشن های دیرینه ای است که هنوز تاریخی برای دیرینگی اش نداریم ، از دوری و درازی اش ، آگاهی چندانی در دست نیست . این جشن همواره در پهنه ی ایران فرهنگی با شادی و پایکوبی همراه بوده است و یکی از ویژگی هایش و به زبانی دیگر یکی از رسم های این جشن ، آیین آب پاشی است که البته هنوز در گوشه و کنار ایران فرهنگی ، این رسم برجای است . در باره ی چرایی این جشن دلایل گوناگونی آورده اند . می گویند ، تیرگان جشن پیدا شدن ستاره ی تیشتر در آسمان است . ستاره ای که آمدنش ، نوید بارش باران است . هنوز هم آیین باران خواهی ایران به هنگام فرا رسیدن این ماه و این جشن بر پا می شود .فرتور از سیما مهرآذر

در روایتی دیگر آورده اند که در زمان پادشاهی فیروز ساسانی ، هفت سال در ایران خشکسالی روی داد و در چنین روزی مردم با نیایش خود از پروردگار ، خواستار باریدن باران شدند و باران باریدن گرفت . چنین آمده که به شادی چنین روزی ، ایرانیان بر یکدیگر آب می پاشند . این جشن را به « آرش شیوا تیر » نیز منسوب کرده اند و روزی که آرش ، تیرش را بینداخت و مرز ایران را مشخص کرد .

از دیر باز به هنگام آمدن جشن تیرگان ، زرتشتیان ، بند بافته ی هفت رنگی که رنگ های رنگین کمان را در خود دارد بر دست می بندند و این بند را با به زبان آوردن آرزویی در روز بادایزد ، به دست باد می سپارند . « چک و دوله » یا « فال کوزه » از دیگر آیین هایی است که به شیوه ای ویژه در زمان برگزار این جشن ، اجرا میشود .

 

این جشن تابستانه در شمال ایران به تیرما سیزه شو معروف بوده که لفظ مازندرانی جشن تیرگان است که هر سال در 13 تیر برگزار میشود .

« مورخان قدیم با تکیه بر روایت بیرونی در آثار الباقیه برای جشن تیرگان دو مناسبت ذکر کرده اند : 1- تیر اندازی آرش کمانگیر 2- مبارزه با خشکسالی و باران خواهی . پژوهندگان متخر خاستگاه این جشن آریایی را در اسطوره ی آرش ، کشت و طلب باران ، هم زمان با طلوع ستاره ی تیشتر دانسته اند »

تیشتر ستاره یی است سپید ، درخشنده و دور پیدا . او سرشت آب دارد ، تواناست و نژادش از آپم نپات است . او سرور همه ستاره هاست و در شایسته ی ستایش و نیایش بودن هم سنگ هرمزد آفریده شده است .... طلوع او همزمان با تازش دوباره ی چشمه های آب است .

تیر ( سلاح ) شاید در ارتباط با تیر اندازی آرش کمان گیر باشد که در اوستا شرح چالاکی و شتاب ایزد تیشتر به سان تیر پران آرش دانسته شده تا باران ها را به اطراف گیتی برساند . در اوستا آمده است :‌« تیشتر ستاره ی شکوهمند را می ستاییم که شتابان و چالاک به سوی دریای « فراخ کرت » تازد :‌بسان تیر پران « آرش » تیر انداز ایرانی – که از کوه  «‌ائیر یو خشوث » به سوی کوه « خوانونت » ، بینداخت » .

در مورد چگونگی اجرای مراسم و شادمانی « جشن تیرگان » به طور چکیده یاد آور می شویم .

« روز پیش از عید تمام محوطه ی خانه از درون و برون آب و جارو و گردگیری می شد و صبح روز جشن همه آب تنی نموده ، لباس نو می پوشیدند و مخصوصا چیزی که ویژگی به این جشن داشت تار نازکی بود که از ابریشم هفت رنگ و سیم نازکی به هم تابیده بودند و به نام « تیر و باد » معروف بود . این تار را زرتشتیان در بامداد روز تیر به مچ دست می بستند و در روز باد یعنی بعد از ده روز از دست باز کرده به باد میدادند » .

« در این روز کله قند را در کاغذهای سبز رنگ بسته بندی کرده و دور آن را « تیر و باد » می بستند و به خانه ی نوعروسان و نودامادان پیشکش می فرستادند . از روزهای پیش از عید ، تیر و باد در همه ی خانه ها مهیا می شد . بامداد روز جشن از کوچک و بزرگ ، بویژه کودکان این بند را به مچ دست می بستند و یا به دکمه ی لباس یا جایی از پو شاک بند می کردند . این بند را با خوشی و شادمانی تا روز جشن با خود داشتند ، آن گاه در روز مذکور به دشت و بام خانه رفته ، بند را باز کرده و با فریاد و شادمانی به باد می سپردند » .

 

منبع : فرشته عبداللهی  ، دانشجوی کارشناسی ارشد ایران شناسی شهید بهشتی

 روز ملی دماوند و

حفاظت محیط کوهستانی

 

هر سال هم زمان با جشن باستانی تیرگان انجمن کوهنودان ایران در شهر رینه ی مازندران در دامنه ی جنوبی دماوند همایش روز ملی دماوند برگزار می کند هر سال قبل از شروع برنامه علاقه مندان به طبیعت چند ساعتی را در دشت زیبای شقایق در دامنه ی کوه دماوند به گردش و راهپیمایی می پردازند .

 

خلاصه ی سخنرانی پروفسور امین :

 

دماونم چشم انداز سرزمین ایران و نماد طبیعی هویت ملی ماست . هم چنانکه شاهنامه ، نماد مکتوب هویت ماست . دماوند ،‌در اساطیر ایرانی ریشه ای کهن و به تعبیر یونگ در وجدان ناخودآگاه جمعی ایرانیان ، جایگاهی ویژه دارد . دماوند جایی است که سیمرغ در آن مسکن داشت ، آرش از آ»جا برای تعیین مرز ایران و توران تیراندازی کرد و فریدون ، ضحاک مار دوش را در آنجا به بند کشید .

 

واژه ی دماوند به قولی ، در اصل دنباوند ( دنب / دمب + اوند ) یعنی کوه دنباله دار و به قولی دم آوند ( گرمی / گرما + آوند ) بوده است . در باره ی این کوه بزرگ ، در ادبیات کلاسیک شواهد بسیار داریم . شاعران معاصر نیز در این زمینه ، آثار فراوان سروده اند که معروف ترین آن قصیده ی دماوندیه ی ملک الشعرای بهار است : 

 

ای دیو    سپید  پای  در  بند                                     ای گنبد  گیتی    ای دماوند

از سیم  به سر یکی کله خود                                     ز آهن به میان یکی کمر بند 

با شیر سپهر   بسته   پیمان                                     با اختر سعد    کرده   پیوند

 

گذشته از ادب و اسطوره انچه در اینجا لازم به ذکر است ، اهمیت حفاظت از محیط زیست در این منطقه ی ارزشمند است . قوام جامعه وابسته به سه نهاد مهم دین ، اخلاق و قانون است . هم دین ، هم اخلاق و هم قانون حکم میکند که ما همه میراث های ارزشمند طبیعی میهن عزیز خود را پاس بداریم و آن را تخریب نکنیم و از هر گونه آلاینده و آلودگی پاک نگه داریم  . 

 

ماهان شیشه چی ; ۳:۱٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٤/٩

غار اسپهبد خورشید

غار اسپهبد خورشید

بزرگ ترین دهانه ی غار طبیعی دنیا به نام اسپهبد خورشید ،  در ارتفاعات کوه البرز و تنگه ی تلاقی رود ( دوآب ) در استان مازندران  به فاصله ی یک و نیم کیلومتر از جاده ی سواد کوه به تهران برروی کوهی به نام خطیر کوه  واقع شده است . در سال 1335 توسط غار شناسان ایرانی باز شناسی شد . غار به شکل تالار و دایره ای شکل است که75/19 متر درازا و 35/14 متر پهنا و 15 متر بلندی دارد . طاق این غار با 80 متر پهنا و 80 متر بلندی جزو طاق های معروف جهان به شمار میاید . در داخل طاق نما های غار ، قلعه ، برج ، آتشکده ، آب انبار ، حمام و تنور وجود دارد . که به سبکی بسیار زیبا و با سنگ و ساروج ساخته شده است . از نکات حیرت انگیز این غار ورودی آب به داخل غار است . که ا زبالا دست روستای ( کمر پشت ) مسیر سنگی را به صورت جوی آب در آورده واب را از داخل سنگ ها با مسافت زیاد به غار می آوردند . هنوز هم آثار ورودی آب مشخص است . شگفت انگیز تر از آن ، طرح خروجی فاضلاب این غار است که از غار به صورت زیر زمینی وارد رودخانه میشود به گفته زنده یاد پرفسور ( آریا پارت شروین باو ند ) این غار دری داشت سنگی به وزن 700 من که با خاصیت مکانیکی باز و بسته می شد به طوری که 500 نفر از بیرون و 50 نفر از درون این در را باز و بسته می کردند . اما به گفته پرفسور ( دیوید  بیلوار ) ایران شناس دانشگاه ( کمبریج ) این غار دری سنگی داشت که با آب اسیاب باز و بسته میشد . این در در زیر خاک مدفون شده است . طوری که راه خروجی غار را بسته نگه داشته است .

افسوس و صد هزار افسوس از بی توجهی میراث فرهنگی مازندران ، نسبت به حفظ و مرمت آثار و ابنیه ی باقیمانده در این غار ، حفاری های سوداگران زیر خاکی ها خود یکی داستان است پر آب چشم . طبیعت منحصر به فرد منطقه و زیبایی فوق العاده ی این غار هر بیننده را به شگفتی وامیدارد . اگر توجهی اندک به این غار شود بهترین مکان برای جذب توریست می شود .

 

تاریخ غروب غار اسپهبد خورشید

 

بعد از سال 142 هجری شمسی وقتی عرب ها برای فتح مازندران وارد آن شدند به پای این غار رسیدند . « اسپهبد خورشید » فرمانروای مازندران در جبهه ی دیگر خاج از این غار در دیلمستان با عرب ها مشغول نبرد بود. عرب هایی که در پایین غار اردو زده بود ند ، به هیچ وجه قادر نبودند وارد این غار شوند . به مدت 3 ماه در پایین غار بودند و به فکر چاره . بانو « نی کلا » زن « اسپهبد خورشید » در نبود همسرش فرمانروای این دژ بود . او هرگز اجازه نداد عرب ها وارد این دژ شوند ، تا اینکه عرب ها به فکر چاره درآمدند که ساکنان غار چگونه آب مورد نیاز خود را تامین می کنند . با خیانت نگهبان دژ ، سپاه عرب به سرچشمه ی آب که در بالا دست غار قرار داشت رفتند . به گفته ی اهالی در آب زهر ریختند اما به گفته ی تاریخ آب را آلوده  به میکروب طاعون کردند . با آلوده شدن آب حدود 400 نفر از ساکنین غار به بیماری طاعون دچار شدند . کسی جرات خاک سپاری آنها را نداشت . بانو « نی کلا » مردگان را به خاک سپرد . خود به طاعون دچار شد . « نی کلا » که خود را هلاک شده میدید و دختران خود را اسیر شده ، هنگامی که ماه در شب 14 به بالا بر آمد به بالای برج آتشکده رفت و با تمام توانش « اسپهبد را سه بار صدا زد  : « خورشید ، خورشید ، خورشید » ( در باور مردم شب 14 هر ماه هنگامی که ماه کامل می شود از داخل این غار صدای این شنیده میشود که میگفت :  « خورشید ، خورشید ، خورشید » . ئر این هنگام اسپهبد خورشید در دیلمان با نعره ای سخت از خواب بیدار شد و فریاد کشید که دژ سقوط کرد . اطرافیان پرسیدند کدام دژ ؟ او جواب داد : دژ بانو . پرسیدند : که آیا خواب دیده ای ؟ او پاسخ داد : نه ، اما صدای بانو را شنیدم که مرا می خواند .   « خورشید ، خورشید ، خورشید » صبح روز بعد اسپهبد به طرف دژ حرکت کرد . پیکی از راه رسید . در نیمه های راه در مسیر « چالوس » فعلی به او خبر داد که دژ سقوط کرده ... « اسپهبد » با شنیدن این خبر بر فراز تپه ای رفت و دست هایش را به سوی خورشید آسمانی بالا برد . مشغول نجوا شد . از نگین انگشتر خود که زهر هلاهل در آن بود ، خورد و جان به جان آفرین تسلیم کرد . کسی را معلوم نگشت که خورشید زمینی با خورشید آسمانی چه نجوا کرد ، شاید خواسته بود که تحقیر نشود . »

آری پیک گفت هبود  بانو « نیکلا » از بیماری طاعون همراه با 400 تن مرد و دژ سقوط کرد . دو دخترش « شه کلا » و « مه کلا » و چهار دختر سردار « وندادوند » « بهتری » ، « زری » ، « زری » ، « زیمری » و « پری » و اکثر نوامیس تبرستان به اسارت سپاه عرب در آمدند. از این غار متون تاریخی چون تاریخ تبرستان به نام « طاق عایشه گرگیلی دژ » نام برده شده است .

این دژ در روزگار باستانی گنج خانه ی شاهان ایران به ویژه « منوچهر » بود . « مازیار » آهنگ این دژ کرد و یکی از مردان خویش را بالا فرستاد . ریسمان ها بیاویخت « مازیار » را بالا کشید در آنجا شکاف ها و گودال ها پر از ساز و برگ و سیم و زر یافتند ... در باب وجه تسمیه ی آن برخی واژه ی « طاق » را برگرفته از واژه ی ترکی « داغ = تاغ » می دانند که به معنای کوه است بعد ها در دوره ی اسلامی عایشه کرکیل دژ نام گرفت . در باب وجه تسمیه ی آن گفته اند : زنی به نام عایشه در این دژ ، متحصن بوده است و جمعی از دزداد و راهزنان را به دور خود جمع کرده بود و کرکیل ( غارت ) میکردند از این جهت آن را عایشه کرکیل دژ گفته اند  / چنان که در نزدیکی این غار بقایای قلعه ای قرار دارد که به قلعه ی باجگیران معروف است .  در زبان مردم منطقه سواد کوه این غار به نام « لاپ کمر »  معروف است . لاپ : شکاف ، بریدگی . چون در دل کوه ، طاق غار به صورت شکاف و بریدگی است .

دید زیبای غار و تمرکز آن برای دیدبانی بسیار زیاد است و در ورودی جاده برج دیده بانی نسبتا بزرگ با پنج اتاق و یک اتاقک کوچک در زیر پنج اتاق دیده می شود . این برج دیدبانی کاملا رو به نابودی است . به خاطر غنی بودن کو ه های منطقه و خاک آن تمام دستگاه های سنگ شکن در حال خاک برداری هستند و برای ساکنین منطقه بیماری های تنفسی و ریوی به ارمغان دارند و نابودی میراث ارزشمند فرهنگی منطقه .

 

ماهان شیشه چی ; ٥:۳۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٤/٦

سنگ نگاره های تیمره

"تیمره"

مهد گردشگری سنگ نگاره های ایران

هنگامی که انسان زبانی برای سخن گفتن و خطی برای نوشتن نداشت ، به وسیله ی نشانه هایی پیام خود را به دیگران می فرستاد که به آنها سنگ نگاره یا هنر صخره ای می گویند . سن سنگ نگاره ها یا هنرهای صخره ای در ایران به چهل هزار سال میرسد . این هنر تجسمی مرز جغرافیایی مشخصی نداشته و همه ی ملت های جهان از هر فرهنگ ، نژاد و حتی شرایط جغرافیایی گوناگون ، از آن گذر کرده اند .

گستره های سنگ نگاره ها در ایران باستان کتاب های سنگی بوده اند که نویسندگان و هنرمندان آنها در دوره های گوناگون ،‌اندیشه های خود را انتقال داده و حتا محیط اقلیمی پیرامون خود را تصویر کرده است و سنگ نگاره ها در واقع شناسنامه و هویت ملی هر جامعه بوده و روند دگرگونی خط را روشن کرده است واین رخداد شگفت انگیز تنها در ایران و در تیمره قابل دیدن است و همانندی برای آن در دیگر سرزمین ها نیست .

برای نخستین بار در ایران فنجان نما ها و پنجه های دست یا رمز و رازهای شگفت انگیز در تیمره کشف می شود که از یک پیوستگی جهانی نیز برخوردار ند . سنگ نگاره ها رمز و راز مردمان کهن هر دیار را بازگو میکنند . هنر های صخره ای موزه هایی هستند که از آنها می توان به عنوان بهترین زیر ساخت های گردشگری ملی و جهانی بهره جست و سالیانه برابر فروش چندین چاه نفت درآمد زایی داشت ، کاری که بسیاری از کشورهای دنیا انجام می دهند . شمار سنگ نگاره های کشف شده در ایران به بیش از سی هزار مورد می رسد که تنها در کوه ها و دره های تیمره ( کوه ها و دره های پیرامون خمین ) بیش از 21000 مورد است .

خوشبختانه تا کنون گروه های بسیاری از دوستداران این هنر کهن از درون و بیرون از کشور ( کشورها ی هلند ،‌فرانسه ،‌اسکاتلند ، فنلاند و انگلستان ) از سنگ نگاره های ایران در تیمره بازدیدهای مطالعاتی داشته اند و می رود تا بزودی این گستره های کهن ، به عنوان یکی از قطب های گردشگری ایران و حتا جهانی تبدیل شده است .

ماهان شیشه چی ; ٩:۱٧ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/٤/٦

دره ای که هم چون یک دژ است

«  شیرز» shirez

دره ای که همچون یک دژ است .

 

یکی از دیدنی های زیبا و شگفت انگیز کشورمان ایران ، دره ی باستانی « شیرز » است . دره ای که زیبایی هایش ، همتا ندارد حتا اگر گرداگرد این کره ی خاکی را بگردید . دره ی شیرز ،‌در شهری به نام کوهدشت ، است . کوهدشت یا طرهان میان دو رود خانه ی همیشگی سیمره و کشکان آرمیده و همان گونه که از نام کوهدشت پیداست ، این شهر پر است از کوه های سر به آسمان کشیده ، درختان سرسبز جنگلی و نیز دشت های حاصل خیز ،‌کوهدشت از شمال به استان کرمانشاه ، از غرب به استان ایلام ،‌از جنوب به شهر پل دختر و از شرق به شهر خرم آباد می رسد .

دره ی باستانی « شیرز » در چهل و پنج کیلومتری کوهدشت در سوی شمال است . خوشبختانه بیشتر راه دسترسی به شیرز ، آسفالت است .پیرامون این راه ، انبوهی از درختان کهنسال بلوط روییده اند که زیبایی ویژه ای به آن داده اند . با رسیدن به دره ، تنها راه ورود ، از دهانه ی آن و آن هم به گونه ی پیاده است . درمیا نه ی دره یک رود پر آب در خروش است . پهنای دره در بسیاری از جاهای آن ، بیشتر از چند متر نیست و گاهی به ده ها متر می رسد و کمتر کسی تا پایان آن را رفته است . گذر آب از میان سنگ ها و گاهی از درون غارها راه خود را باز کرده است و در این راه ، گاهی آبشارهای زیبایی رخ می نماید . در میانه ی دره و میان دو چکاد رو به روی هم یک پل طبیعی وجود دارد که بومیان آن را « پل خدا » می نامند . درختان بلوط ، چنار ، انگور ، زالزالک ، انجیر و ..... به طور پراکنده روییده اند و همچنین پرنده ها و جانوران بسیاری در این اکوسیستم زندگی می کنند که بسیاری از آنها رو به نابودی هستند .  در دره شیرز برای سنگ نوردان ، بیشمار دیواره ی سنگی ، برای کوهنوردان هر اندازه بخواهند کوه و دره ، برای دوستداران شنا ، آب کافی و برای آنان که شیفته ی عکاسی و دیدن درخت و سرسبزی هستند ، هر اندازه که بخواهید جنگل و چمنزار ،

یافت میشود.

( در پایان باید گفت که این درهی دیدنی هر روز شاهد بی مهری بسیاری از گردشگران است که با بریدن درختان ، کشتن پرندگان و جانوران ، جابه جا کردن سنگ ها و همچنین ریختن زباله ی فراوان ، آسیب های برگشت ناپذیری به آن وارد می سازند . بی گمان اگر این روند دنبال شود ، در چند سال آینده از شیرز زیبا و باستانی چیزی نخواهد ماند .)

 

 

منبع :  لطفی نیا سلیمان ، هفته نامه خبری ، فرهنگی امرداد ( ویژه ی گردشگری ) ، 16 خرداد 1390

 

ماهان شیشه چی ; ٢:۱٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٤/٥

کهن دژ زیبا بهستان

بهستان

شکوه کهن دژی هنوز پابر جاست

 

 

دژ بهستان یا دژ کهن از یادگارهای باستانی شهرستان ماه نشان در استان زنجان است . البّته این روزها ، سنگینی گزر زمان ، وزش باد های تند و فرسایش های ناشی از گذر رودخانه ی قزل اوزن از کنار این دژ ، چیز چندانی از آن بر جای نگذاشته است . با این همه اگر گذرتان به ماه نشان افتاد و به دیدن کهن دژ رفتید ، بی گمان از شکوه این دژ خسته با تمام فرسو دگی هایش ، لذت خواهید برد . این دژ در دل کوهی ازجنس خاک سفت و سخت ساخته شده است . سازندگان دژ با کندن کوه و خالی کردن خاک ها و سنگها ، اتاق هایی را پدید آور ده اند و راه های ارتباطی و دالان هایی را. این دژ پس از اسلام و تا سده ی پنجم نیز پا بر جا بوده و کار برد داشته است .

ماهان شیشه چی ; ٩:٠٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٤/۳

نمارستاق

نمارستاق

 

نمارستاق یک دشت بسیار وسیع است که با رودخانه ای عظیم احاطه شده است . قبل از رسیدن به این دشت حدودا در جایی که ماشین هایتان را پارک کرده اید نیم ساعت تا 40 دقیقه راه را باید بپیمایید. در بعضی روزها ابر ها در ان جا جمع می شوند و چشم چشم را نمی بیند . در طرفین نمارستاق کوه هایی وجود دارند که آن ها هم نمارستاق را احاطه کرده اند . در اطراف نمارستاق چندین چشمه و آبشار دارد.

آبشار بسیار زیبایی در پشت تپه ی بزرگی که در غرب وجود دارد قرار گرفته است . اگر بخواهید تا آن آبشار را بپیمایید باید 3 ساعت رفت و 3 ساعت برگشت را طی کنید اما در طرف شمال شرق این دشت ، ابتدا چمن ها ی بلند تبدیل به سنگ های ریز و درشت می شوند و جویبارهای زیبا و زیادی در مقابل چشمان شما ظاهر میشوند سپس آبشار بسیار زیبایی قرار دارد وقتی به پای این آبشار برسید صدا به صدا نمی رسد و همه ی سنگ ها به نوعی جلبک آغشته شده است . آب از سه تخته سنگ تقریبا 10 متری میگذرد و رفت و برگشت آن حدود 80 دقیقه است این آبشار طبقا تی است . اما مردم به عوض این که از این آبشار زیبا نهایت مراقبت را بکنند در روی این تخته سنگ ها زباله ی فراوان ریخته اند و یا در زیر سنگ های بزرگ و کوچک زباله پنهان کرده اند . نمارستاق یک مکان بسیار دیدنی است و حیف است که ما به قیمت تفریح خودمان آن را تخریب کنیم . پس اگر بخواهید این مکان را ببینید لطفا به بقیه هم تذکر بدهید .  وقتی ما به آن جا رفتیم خودمان دست به کار شدیم و زباله ها را در یک گونی جمع کردیم و به یک مکان مناسب انتقال دادیم . اما حالا من نمی گویم شما زباله ها را جمع کنید ، فقط شما کافی است زباله هایتان را در یک کیسه گذاشته و با خود به پایین کوه برده و به مکانی مطمئن انتقال دهید.

ماهان شیشه چی ; ۸:۱٠ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۳/٢٧

جنگل ابر

گردش درجنگل ابر،رویایی دست یافتنی

 

جنگل ابرشاهرود یکی اززیباترین جنگل های جهان است ،زیرا جنگلی پرازابرودرخت است آن هم درختانی نادروکم یاب . این جنگل زیبا که با قدم زدن در آن ، انگار که با ابرها هم صحبت شده ای در45 کیلومتری شمال شرقی شاهرود د ر راه آزادشهروپس ازگذر ازمیان باغ های دل انگیزبسطام ، برورای رشته کوه های دوردست وبرراستای چکاد (  قله ) شاهوار ، آرمیده است .

جنگل ابر درنزدیکی روستای ( ابر) قرار گرفته وازآن جا که دربیش تر زمان ها این جنگل راپوششی بزرگ ازابر، فراگرفته، به این نام ، نامورشده است .

جنگل ابر با35هزار هکتارگستردگی ، بخشی از جنگل های باستانی ( هیرکانی ) است . این جنگل یکی از نادرترین گونه های جنگل در جهان است که همچون نوار سبزی بر شیب های شمالی رشته کوه البرز آرام گرفته وکناره های جنوبی دریای ( خزر ) رامی پوشاند . این جنگل گونه های گیاهی بسیار نادری دارد ، مانند: راش،بلوط، توسکا ، نارون ، گیلاس وحشی ، بارانک ، سرخدار ، نمدار و...  . 

شگفت این که در جنگل های به این گستردگی ،درختان سوزنی برگ در کنار درختان پهن برگ را می توان دید یعنی درختان مناطق گرمسیر در کنار درختان مناطق سرد سیر ، روییده اند و در کمال دوستی به سر میبرند . همچنین در این جنگل زیبا بوته های آویشن ، درختان بلوط ، چنار و درخت     ( اورس ) فراوان است . اورس درخت وی‍ژه جنگل ابر است  که همچون ابر بر روی زمین میلغزد .

بلندای بسیار جنگل از سطح دریا ، پایین بودن دما در فصل گرما ، چشمه سارهای فراوان و پوشش جنگلی گوناگون از ویژگی های این جنگل است .

زمین پوشیده از گیاه است و درخت . اما میشود جایی برای چادر زدن پیدا کرد . چشمه ی ترش جای مناسبی است .   اگر بنا بر شب مانی در جنگل باشد ، بهتر است سفر همراه با تورهای طبیعت گردی یا دست کم به گونه گروهی انجام شود . با توجه به سرمای شب باید کیسه خواب ، لباس گرم و بادگیر به همراه داشت .

بامداد بهترین زمان برای عکاسی است . از دور دژ ماران که در روزگار ایلامی ها بر نوک کوه ساخته شده ، دیده می شود . همین دژ بامدادان به هنگام دمیدن آفتاب چنان در ابر غرق می شود که می پنداری کشتی سرگردانی را در میان اقیانوسی آرام دیده ای .البته این مکان هم مثل بقییه 

مکان های ایران در حال نابودی است به طوری که قرار است در وسط آن جاده ای بکشند و.................... 

بهتر است برنامه ی سفر به جنگل ابر را 3 روزه ، تعریف نماییم تابتوان افزون بر طبیعت گردی و گلگشت درجنگل ، بازدیدی از دیگر دیدنی های تاریخی و عرفانی قاره ی کوچک ( شاهرود ) داشته باشیم ، جاهایی مانند مجموعه ی تاریخی بسطام و آرامگاه سلطان العارفین ( بایزید بسطامی) وآرامگاه ( شیخ ابوالحسن خرقانی ) ، موزه ی شاهرود ، کاروانسرای میاندشت و آرامگا ه ( ابن یمین فرومدی ) وروستا شهرتاریخی( مجن )   

 

منبع:  برگرفته از هفته نامه خبری ، گردشگری امرداد 25/7/89 از کیوان افشین جو

 

ماهان شیشه چی ; ٥:٢۱ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۳/٢٥

کویر لوت

کلوت ، گرم ترین مکان ایران

 

هنگامیکه شما در شرق ایران پای می گذارید خود را نسبت به طبیعت بسیار ریز می بینید و تمام مشغله ، شلوغی و خستگی شهر را فراموش می کنید .

ابتدا فکر می کنید آن جا اثر باستانی است . اما نه ، درست است که آن جا قدیمی است ، ولی این بنا کاملا طبیعی است . بنایی که با همکاری باد ، آب و البته خاک شکل گرفته است .

آسمان پر ستاره و زیبای کویر شما را حیرت زده میکند و سرمای شبهای آن  به اندازه ی گرمای شدید روز در اعماق وجودتان نفوذ می کند . به نظر من لذت راه رفتن روی اندام گرم و نرم ماسه ها و دیدن آن کلوت های زیبا بیش تر از راه رفتن در کنار آب دریا است . طلوع و غروب کویر توصیف ناپذیر است که آدم را انگشت به دهن می کند .

آدرس این مکان بسیار دیدنی :  40 کیلومتر بعد از شهر کوچک شهداد ،‌شهر نخل های زیبا و عبور از جاده ای خلوت وبسیار آرام با گلدان های طبیعی و اکنون حضور شما در کویر بزرگ و زیبا . کمپ کویری زیبایی هم ساخته شده است که شما می توانید در آن جا ساکن شوید.

کلمه ی کلوت که آن ساختمان های زیبای شنی هستند از اول حرف " کویر " و تمام کلمه ی " لوت " گرفته شده است . یکی از بهترین مکان ها برای سفر در عید نوروز جنوب ایران و کویر لوت است . در ضمن کویر لوت 11 هزار کیلومتر مربع مساحت دارد .

در کویر لوت هیچ موجود و باکتری ای نمی تواند زندگی کند.

گلدان های طبیعی این پدیده ی دیدنی : وقتی از شهداد عبور می کنید و به اواسط راه میرسید پدیده ی شگفت انگیزی را خواهید کرد . گلدان های طبیعی قبل از ریشه کن شدن حیات درختان در کویر دیده می شوند . درخت هایی نیمه سبز و زندانی شده توسط همان عوامل به نام های خاک ،‌باد و آب . این درختان بلند زندانی شده در کویر ، مناظر زیبایی را پدید آورده اند . تپه هایی که از وسط آن ها درختانی خسته و کهنسال درآمده اند . درختان بلند راه خاک را بند آورده اند و با هر وزش باد ، خاک دور گیاه گرد آمده و پس از سالیان دراز این گلدان ها بوجود آمده اند.

من اگر بخواهم همین گونه ادامه بدهم ،‌تا صبح فردا هم به طول می انجامد . به دلیل این که زیبایی و عظمت کویر وصف نشدنی است و مثل بقیه ی آثار در حال تخریب به دست عموم است و اگر مردم بیشتری به آن جا برونداز آن جا چیزی باقی نمی ماند . چرا که مردم زباله های خود را در آن جا رها می کنند ، همین مشکل چندین و چند ساله ی مردم .

 

 

داستان گرم ترین مکان جهان( گندم بریان )

 

از زبان مردم محلی : مردمان محلی شهداد به گندم بریان " ریگ سوخته " میگویند . گندم بریان بسیار کرم است ، حتی گرم تر از صحرای لیبی در آفریقا و دره ی مرگ در آمریکا . گدازه های سیاه رنگ آتش فشانی سطح گندم بریان ( ریگ سوخته ) را گرفته است . دمای گندم بریان به بیش از 67 درجه سانتیگراد رسیده است .

مردمان محلی میگویند : زمانی ، کاروانی از این شهر می گذشته است که مجبور به تخلیه ی گندمان خود شده است . پس از چند روز آن ها با شتر های تازه نفس باز میگردند و می بیند که گندم ها برشته شده است . از آن زمان" ریگ سوخته " به " گندم بریان " تبدیل شده است .

ماهان شیشه چی ; ٩:٠٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۳/٢۱

طبیعت را پاکیزه نگه داریم

طبیعت را پاکیزه نگه داریم!!!

 

با هر هدفی که به دامن طبیعت میرویم یک وظیفه ی مهم و همگانی داریم .

زباله های تولید شده توسط خودمان را:

 

به حال خود رها نکنیم !!!

 

زیر سنگ ها و بوته ها پنهان نسازیم !!

 

زباله ها را آتش نزنیم !!!

 

حمل و نگه داری زباله ها را به افراد محلی ودیگران به هر صورت وا

گذارنکنیم !!

 

همه ی زباله های تولید شده توسط خودمان را بسته بندی کنیم و همراه خود

 بازگردانیم و به نزدیک ترین محل مطمئن  حمل زباله منتقل کنیم .

 

.

ماهان شیشه چی ; ۸:۳٧ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۳/۱٩

توچال

توچال!! توچال زیبا بر فراز  تهران

 

قله توچال بلند ترین نقطه ا‍زرشته کوه واقع در نوار بالائی تهران است .که با مصون ساخت وساز و حفظ شدن شکل و شمایل طبیعی اش هم چنان زیبا ودوست داشتنی است .کوهی که برآن ساخت وساز شود دیگر نمایی طبیعی از کوه نداردو عملا در بافت شهری نما یان میشود ودیدنش باعث انبساط خاطر نمیشودو آن هیبت سرشار از سرکشی وسکوت وسادگی که گاهی درمیان هیا هوی شهرازپشت چراغ قرمزودر داخل اتومبیل، آرزومیکنی برای لحظاتی خود را پرواز دهی ودرآن فضای مطبوع و محسور کننده رها شوی وبیا سائی،دیگروجود نخواهد داشت. قله توچال که نزدیک به چهار هزار متر از سطح دریا ارتفاع دارد قله ایست در دسترس که درمیان کوههای ایران پر رفت وآمد ترین کوه است و بیشترین صعود ها بر روی آن انجام میشود .مشتا قان تو چال از راهها ی دور ونز دیک به دیدارش می شتا بند.قته توچال در ایام تعطیل ودر هوای خوب بطور متو سط دویست صعود کننده دارد که از این تعداد سه تا پنج در صد را با نوان تشکیل می دهند.از آنجا که این کوه در دستر س است ،افراد نا آشنا با فنون کو ه نوردی در مسیر کم نیستند و گا ها دچار حا دثه میشو ند .در سالهای اخیر ستاد پیشگیری از حوادث در کوه های اطراف تهران که با کمک کوه نوردان تشکیل شده است نقش چشمگیری در کاهش تلفات داشته است .در میان راهیان تو چال کوه نوردانی هستند که بیشتر ویا فقط به توچال صعود میکنند و کمتر به کوهستان های دیگر میر وند بیشتر این کوه نوردان هر هفته در هر شرایطی به قله صعود میکنند واگر روز تعطیل نتوانند به کوه بیا یند حتما روزدیگری را برای صعود اننخاب می کنند.

کوه نوردی و حفظ طبیعت آن توجه شود..

 

به قام رضا شیشه چی

ماهان شیشه چی ; ۸:٢٢ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۳/۱٩

چشمه علی

چشمه علی

موقیت جغرافیایی چشمه علی:

چشمه علی که نامه اصلی آن بنا به نوشته ی مورخین علی بولاغ است درشمال غربی دامغان - کیاسر- ساری وبه فاصله ی 32 کیلومتری از دامغان قرار گرفته است. دراطراف آن باغات وکوه های زیبا وسرسبزی وجود داردکه از آب چشمه علی آبیاری میشود. این چشمه از لحاظ تقسیمات جغرافیایی درحوزه ی دهستان رودبار قراردارد و دارای دودریاچه می باشد که اولی درشمال ودیگری درجنوب عمارت فتحعلی شاه قراردارد . دریاچه ی شمالی برتپه ی خاکی هموار با سنگ و شن متصل

است که قسمت اعظم آب چشمه از این قسمت خارج می شود .

میزان آب دهی:

این رودخانه همانند رودخانه های دیگر دامغان فصلی بوده و از شاخه های دامغان رود و آستانه تشکیل می شود و به عبارتی دیگر از دره های جنوبی شاهکوه گرگان سرچشمه گرفته و به دشت کویرمنتهی می گردد و متشمل بر 50 چشمه استکه سالانه جمعا" 30 میلیون متر مکعب آب را به دشت دامغان جاری می سازد .

انگیزه ی ساخت بنا ی چشمه علی:

در قسمت جنوبی مجموعه ی چشمه علی ساختمانی قرار دارد که توسط ( آغامحمد خان قاجار) ساخته شده است . درسمت شمالی و درداخل دریاچه به فاصله ی قریب

500 متر از تپه های آبده،ساختمانی است دوطبقه ودارای ایوان محصور درآب که توسط فتحعلی شاه قاجار ساخته شده است. طبقه ی فوقانی وتحتانی از دو طرف بازاست و هرکس درآن بنشیند ، می تواند دوطرف دریاچه را مشاهده نماید . درتاریخ آمده است چون فتحعلی شاه قاجار در مولود خانه ی دامغان دیده به جهان گشودپس ازرسیدن به سلطنت،علاقه ی زیادی به محل تولد خود پیدا کرد و چند دفعه به دامغان سفر نمود .وی درسفری که برای جلوگیری از پیشرفت نادر میرزا پسر شاه رخ نادری درمشهد ،به طرف خراسان می رفت ،در چشمه علی توقف نمود و دستور ساخت عمارتی را بدون فوت وقت داد .در مراجعت با مشاهده ی عمارت چشمه علی ، شعف و شادمانی ، وی را می گیرد شعرای وقت نیز فرصت را غنیمت شمرده و اشعار بسیار زیبایی را می سرایند و حکاکان ، آن ها را بر سنگ حک کرده و در عمارت نصب می کنند . 

ماهان شیشه چی ; ٧:٥۸ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۳/۱٩

مکان های ایران و وضعییت آنها

 

معرفی چشمه های باداب سورت

 

سال گذشته پس از شناسایی و پیگیری گروه کوه نوردی لواسان چشمه ی باداب سورت به عنوان دومین اثر ملی طبیعی ایران ثبت شد . لازم به یادآوری است که سال 1387 ،کوه دماوند، چشمه های باداب سورت وسرو ابر کوه به عنوان سه اثر طبیعی توسط سازمان میراث فرهنگی ، صنایع دستی و گردشگری کشور ثبت شدند . چشمه های باداب سورت واقع در استان مازندران ،شهر ستان ساری ، بخش چهار دانگه دهستان پشت کوه، روستای سورت حد فاصل روستا های اروست ومال خواست قرار دارد .

چشمه های باداب سورت  مشتمل بر دو چشمه با آب های کامل" متفا وت از نظررنگ ،بو،مزه وحجم آب است. چشمه ی پرآب دارای آب بسیار شور ودارای استخری با قطر حدود 15 متر وعمق زیاد است.چشمه ی دوم که دربالادست وشمال غربی این چشمه قرار دارد، ترش مزه  

ودارای آبی به رنگ قرمز و نارنجی است ،در اطراف چشمه کمی رسوب ،آهن نشسته است.

جریان آب های رسوبی و معدنی این چشمه ها طی سال ها ،در شیب پا یین دست کوهستانی

خود،صدهاطبقه و ده ها حوضچه بسیار زیبا به رنگ های نارنجی،زردوقرمز در اندازه های

مختلف پدید  آورده اند . این طبقات و حوضچه ها در واقع جاذبه ی اصلی و وی‍‍‍‍‍ژگی منحصر به فرد چشمه ها ی باد اب سورت است . زیبایی این طبقات و محل ویژه ی قرار گیری چشمه در دامنه ی کوهستان و چشم اندازهای ویژه ی اطراف به ویژه در غروب تحسین برانگیز است.

این چشمه ها در ارتفاع 1840 متری واقع شده است ودرایران بی نظیر هستند وتا جایی که میدانیم در کشور ترکیه چشمه ای  به نام پاموکاله که تا حدی شبیه باداب سورت وجود دارد.

اطراف چشمه پوشیده از درختچه های زرشک وحشی وارتفاعات بالا تر پوشیده از جنگل های     سوزنی برگ است .اما این مکان زیبا به دلیل پا گذاشتن مردم روی لبه ها آن در حال تخریب است

و پیش بینی می شود که درسال های اینده در آن مکان جاده ای بکشند و جاده هم برابر است با هجوم تدریجی مردم و خشک شدن این چشمه وجایگزین آن  با زباله  البته امید واریم

که این اتفاق نا گواربرای این چشمه ی زیبا نیفتد..............

 

 

 

 

 

 

 

ماهان شیشه چی ; ۱٢:٢٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۳/۱٧